اعتبارى است ، و مُهر فقر و نيستى و نياز و احتياج بر پيشانى همه نگاشته شده است .
و بنابراين ، عقيده به تشكيك وجود مُعَرِّف توحيد خالص نيست . و بالاخره در ذات واجب فى الجمله حدّى و عددى را مستلزم است ؛ گرچه اين حدّ و عدد خفىّ و لطيف باشد .
در حقيقت توحيد حضرت حقّ تعالى و تقدّس
و امّا بنا بر وحدت عرفاء بالله و شاگردان كلاس تعليم أمير المؤمنين عليه السّلام در « نهج البلاغة » و غيره ، و دقائق كلام حضرت صادقَين عليهِما السّلام كه مفسّر قرآن كريم در توحيد بودهاند ، مذهب تشكيك در وجود رونقى ندارد ؛ بلكه اصول و اسَس آن را منهدم مىكند ؛ و بنا بر توحيد مىگذارد .
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ * اللَّهُ الصَّمَدُ * لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ * وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ .
« 1 »
هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ .
« 2 »
غيرتش غير در جهان نگذاشت
. كُلُّ ما فى الْكَوْنِ وَهْمٌ أوْ خَيال * أوْ عُكوسٌ فى الْمَرايا أو ظِلال « 3 »
نشانى دادهاند اهل خرابات * كه التَّوْحيدُ إسْقاطُ الإضافات
وجود اندر كمال خويش سارى است * تعيّنها امور اعتبارى است
علّامه : ما هم از اين شعرها ياد داريم ! ولى متأسّفانه با شعر كار درست
هامش
( 1 ) سورهء 112 ، از قرآن كريم : « بگو اوست خداوند ، يگانه . خدا صَمد است . نمىزايد و زائيده نشده است . و هيچكس براى او انبازى نيست . »
( 2 ) آيهء 3 ، از سورهء 57 : الحديد : « اوست اوّل و آخر و ظاهر و باطن ؛ و او به هر چيز داناست
( 3 ) . هر چه در عالم تكوين موجود است همه يا وهم است و يا خيال ، و يا عكسهائى در آينه هاست ، و يا سايه هائيست . »