ماهويّهء درجات مادون كه چيزى نيستند ؛ وجود نيستند ؛ آنها امور عدميّه هستند و آنچه را كه مادون در حيطهء خود دارد از نفس تحقّق و وجود و آثار وجوديّه ، همهء اينها در ما فوق موجود است .
پس مادون يك مرتبهاى است از كمال وجودى كه مىگوئيم : غَنىّ است ، شديد است ، كثير است ، قريب است ، مقدّم است ، و غير ذلك از تعابير مختلف ؛ و تمام اينها لا بِحدودِها الْعَدميّةِ و الْماهُويّة در مرتبهء ما فوق بالفعل موجود است ، و ما فوق به او علم حضورى دارد ؛ يعنى در حيطهء قدرت و تسلّط ، و در مشت اوست .
و همان مثال نور را كه زدهاند تقريباً مطلب را روشن مىكند .
چون اين سلسلهء نور خورشيد را كه از آنجا به زمين رسيده است اگر فرضاً صد درجه فرض كنيم ، ما در اين صورت در روى زمين نور يك درجه داريم ، بالاتر دو درجه ، بالاتر سه درجه ، بالاتر چهار درجه ، پنج و شش و همينطور برود بالا تا برسد بخورشيد كه نور آن صد درجه فرض شده است .
هر يك از اين طبقات نور در بين راه ، نور درجات پائينتر را دارند و لا عكس .
و در درجهء صدم كه آخرين درجه است ، ما نورى را نداريم كه در آنجا نباشد ؛ و آنجا منبع نور است و كمال نور است . پس يك سلسله مراتبى است بَعْضُها فَوْقَ بَعْض كه آن ، مراتب نور را تشكيل مىدهد .
و هر طبقهء بالاتر علّت براى پيدايش طبقهء پائينتر شده است ، و طبقهء پائينتر از همه فاقد تمام كمالات درجات فوق است ؛ و طبقهء بالاتر از همه واجد جميع كمالات مادون است .
معنى يك درجه ، يك درجه از كمال ؛ و معنى دو ، دو درجه از كمال ؛ و معنى صد ، صد درجه از كمال است كه همهء كمالهاى مراتب صدگانه در او
مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 225
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٢٥