تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
ماهويّهء درجات مادون كه چيزى نيستند ؛ وجود نيستند ؛ آنها امور عدميّه هستند و آنچه را كه مادون در حيطهء خود دارد از نفس تحقّق و وجود و آثار وجوديّه ، همهء اينها در ما فوق موجود است . پس مادون يك مرتبه‌اى است از كمال وجودى كه مىگوئيم : غَنىّ است ، شديد است ، كثير است ، قريب است ، مقدّم است ، و غير ذلك از تعابير مختلف ؛ و تمام اينها لا بِحدودِها الْعَدميّةِ و الْماهُويّة در مرتبهء ما فوق بالفعل موجود است ، و ما فوق به او علم حضورى دارد ؛ يعنى در حيطهء قدرت و تسلّط ، و در مشت اوست . و همان مثال نور را كه زده‌اند تقريباً مطلب را روشن مىكند . چون اين سلسلهء نور خورشيد را كه از آنجا به زمين رسيده است اگر فرضاً صد درجه فرض كنيم ، ما در اين صورت در روى زمين نور يك درجه داريم ، بالاتر دو درجه ، بالاتر سه درجه ، بالاتر چهار درجه ، پنج و شش و همينطور برود بالا تا برسد بخورشيد كه نور آن صد درجه فرض شده است . هر يك از اين طبقات نور در بين راه ، نور درجات پائين‌تر را دارند و لا عكس . و در درجهء صدم كه آخرين درجه است ، ما نورى را نداريم كه در آنجا نباشد ؛ و آنجا منبع نور است و كمال نور است . پس يك سلسله مراتبى است بَعْضُها فَوْقَ بَعْض كه آن ، مراتب نور را تشكيل مىدهد . و هر طبقهء بالاتر علّت براى پيدايش طبقهء پائين‌تر شده است ، و طبقهء پائين‌تر از همه فاقد تمام كمالات درجات فوق است ؛ و طبقهء بالاتر از همه واجد جميع كمالات مادون است . معنى يك درجه ، يك درجه از كمال ؛ و معنى دو ، دو درجه از كمال ؛ و معنى صد ، صد درجه از كمال است كه همهء كمال‌هاى مراتب صدگانه در او