تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
و اين امر بقدرى بطلانش قوىّ است كه در رديف بطلان تثليث بايد از امور ضروريّهء مذهب شمرده شود . و بايد گفت عرفاء بالله كه بمتابعت از مفسّر قرآن كريم : حضرت علىّ بن أبى طالب أمير المؤمنين عليه السّلام وحدت حقّ را مقام عالى و بلند مىدانند ، و صفات را غير از موصوف مىشناسند و آنها را مرتبهء نازله و تعيّن از ذات مىدانند ، و شَهَادَةُ كُلِّ صِفَةٍ أَنَّهَا غَيْرُ الْمَوْصُوفِ را كاملًا ادراك كرده‌اند ؛ آنان بر اساس توحيد صحيح مشى نموده ؛ و ديگران توحيدشان مشوب با شوائب كثرت در ذات خدا بوده و در ملاك و مناط كلام با مسيحيّت قائل به تثليث ، در يك مَمْشَى گام بر مىدارند . و شايد علّت آنكه بسيارى از اهل كلام نيز كه فلسفه را تقبيح مىكنند ، و ورود در مسائل عقليّه را جائز نمىشمرند ، بر اساس مناط همان سخن پولُس ، ترس از آن دارند كه فلسفه مُچ آنانرا باز كند ، و توحيد توأم با كثرت را كه بهرهء كافى و وافى از تشريك دارد بدستشان بگذارد . و بر همين اصل مرحوم آقا سيّد أحمد كربلائىّ طهرانىّ ، آن عارف جليل و روشن ضميرِ نبيل ، اصرار بر وحدت دارد و از عينيّت اسماء و صفات با ذات به أشدّ تحذير ، منع و ردع مىفرمايد ؛ و همانطور كه در روايت صحيحه وارد است اسماء را مخلوق و مَظهر ذات حىّ قيّوم ، در محدودهء تعيّن و مفهوم خود ، مقيّد و محدود مىسازد ، و وجود ذات حقّ را بسيط و عارى از همه گونه شوائب كثرت مىداند . اين حقير در اينجا نمىخواهم در صدد بطلان مذهب نصارى بوده باشم ؛ زيرا البتّه بطلانش به وجوه عديده مشخّص و مُبَرهن است و اصل تثليث خود وجوهى از اشكال و ايراد را در بردارد . و ليكن فقط از نقطهء نظر امتناع جمع بين وحدت حقّ با تثليث صفات و تجلّيات او كه آن را اقانيم گويند ، مىخواهم عرض كنم كه عين اين امتناع در قول
مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 208 | السيد محمدحسين الطباطبائي