كه نفس استعداد محض است - و در مرتبهء پائينتر از همهء كمالات قرار دارد .
و صفات و اسماء حضرت واجب تعالى چون نيز ما لا نهايةَ لَها هستند در درجه اعلاى از اين سلسله مىتوان فرض كرد ، كه عينيّت با ذات اقدس واجب داشته و در نهايت درجه از قوّت و سِعه و شدّت و كمال بنحو عينيّت و بساطت و وحدت موجود باشند .
اينست فرمايش مرحوم آقا شيخ محمّد حسين و صدر المتألّهين و شيخ إشراق شهاب الدّين سُهروردى و نَظائرهم مِن أجلّةِ الاعلام
. تلميذ : با مسألهء تشكيك در وجود كار تمام نمىشود ، و اشكال حلّ نمىگردد . چون اوّلًا : در درجهء اعلا كه آن را ذات واجب مىگيرند مستلزم تركيب در ذات مىگردد ، بعلّت آنكه خصوص همان درجه اگر با اسماء و صفات الهى عينيّت داشته باشد - و معلوم است كه هر يك از اسماء و صفات ، صرفِ مفهوم بما هو مفهوم نيستند ، بلكه منطبَقٌ عَليْه خارجى دارند - در اين صورت تمام اين اسماء و صفات بحدودها بايد در ذات تحقّق داشته باشند ؛ و اين مستلزم تركيب ، و همان اشكال تثليث است
. و ثانياً : اصل فرضيّهء تشكيك در وجود جاى تأمّل و اشكال است ؛ چون در اين فرضيّه چنانچه ذات واجب تعالَى شأْنُه را مرتبهء اعلا قرار دهيم و بقيهء مراتب را مراتب و درجات ممكنات بر حسب اختلاف درجهء آنها در قرب و بُعد بگيريم ، در اين صورت ذات واجب محدود به حدود ممكنات شده ، و در وجود طبعاً متعيّن و متقيِّد تا سرحدّ ممكنات گرديده است . چون بنا به فرض ، ذات واجب و تمام ممكنات در اصل حقيقت وجود اشتراك دارند و ما به الامتياز آنها همان انّيّت و ماهيّت آنهاست ، و در اين فرض ، ذات وجود واجب كه ماهيّت آن همان انّيّت اوست محدود به حدّ اعلا درجهء از ممكنات مىشود . و با آن ممكن هم جوار و همسايه قرار مىگيرد ؛ و غاية الامر بالشّدّة و الضّعف ؛ و الوجوب
مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 211
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢١١