تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
و از آنچه گفته شد دستگير مىشود كه جمع بين كثرت حقيقيّه و وحدت حقيقيّه محال است ؛ و ابداً مذهب نصارى بر طبق موازين عقلى و فلسفى نيست . و بر همين اصل است كه چون موافقت تولّد عيسى از خدا و الوهيّت او ، با احكام عقليّهء ضروريّه قابل قبول نيست ، پولُس و غير او از رؤساء مسيحيّت ، فلسفه را تقبيح كرده‌اند . « 1 » تلميذ : بنابراين ، همين اشكال وارد بر مسيحيّت بر كسانى كه قائل بعينيّت صفات و اسماء با ذات حقّ هستند وارد است ؛ زيرا فرض وحدت حقّ سبحانه و تعالى با تكثّر صفات و اسماء كه آنها نيز قديم هستند جمع بين وحدت شخصيّه و كثرت شخصيّه هست ؛ و هر دو عنوان نيز حقيقى است
هامش
را بپرستيد كه او پروردگار من و پروردگار شماست ! و من تا وقتى كه در ميان مردم بودم من گواه بر اعمال آنان بودم ، ولى همين كه تو مرا بسوى خودت گرفتى تو بر آنها رقيب و محافظ هستى ! و تو بر هر چيز رَقابت و رعايت دارى ! اگر آنان را عذاب كنى ، آنان بندگان تو هستند ! و اگر از گناه آنها درگذرى ، پس تو عزيز و حكيم مىباشى . » ببينيد چقدر عالى با بيان راقى و منطق بليغ ، حضرت عيسى بن مريم پاسخ مىدهد ! و در يكايك از كلمات او كه در جواب گفته شده است يك دنيا منطق و حكمت و مراعات حقّ ربوبيّت حضرت بارى تعالى ، و رعايت عالىترين درجه مقام ادب عبوديّت خود را معروض داشته است . مىگويد : اگر من گفته بودم اوّلًا : تو مىدانستى ، بر اساس احاطهء علمى كه بموجودات دارى ! و ثانياً : آنچه من بمردم گفته‌ام همان امر تست و فقط دعوت بتوحيد است ، و من از اين مرز تخطّى و تجاوز نكرده‌ام . و ثالثاً : من تا وقتى كه در ميان آنها بودم گواه بر آنها بودم . و رابعاً اينكه : عذاب تو عين عدل است ؛ چون آنان بندگان تواند ، و اگر بيامرزى تو نيز عزيز و حكيم هستى ! انصافاً از اين كلام عالىتر و راقىتر فرض نمىتوان كرد . ( 1 ) « الميزان » ج 3 ، ص 326