عادى و عمومى انسان را مىكند ؛ نه اصل نفس ناطقه و روح قدسىّ را * * *
شفاعت اختصاص به مؤمنين مبتلا به معاصى كبيره دارد
تلميذ : آيهء مباركهء
وَ لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى وَ هُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ
، « 1 » دلالت بر ارتضاء مطلق دارد ؛ يعنى بايد تمام مراتب وجودى انسان حتّى ذات و سرّ او مورد رضايت قرار گيرد تا مورد شفاعت واقع شود ؛ و اين همان درجهء مقرَّبين و مخلَصين است
. علّامه : در اين صورت نيازى به شفاعت نيست ؛ بلكه مراد از ارتضاء ، ارتضاء در دين است و اطلاق آيه بايد در اين حدّ محدود گردد .
يعنى كسى كه دين و اعتقاد و منهج او پسنديده باشد ؛ در مقابل تقييد به ارتضاء در عمل كه البتّه مراد نيست ؛ زيرا كه شفاعت اختصاص به اهل معاصى دارد ، آن هم معاصى كبيره . چون كسى كه از كبائر اجتناب كند ، نفس اين اجتناب ، خود به خود مكفِّر از معاصى صغيرهء اوست ؛ و در اين صورت ديگر گناهى نيست تا به شفاعت از بين برود . و اين دو آيهء شريفهء :
إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ .
« 2 »
« اگر شما از چيزهاى بزرگى كه از آن نهى شدهايد اجتناب ورزيد ! ما سيّئات شما را ناديده مىگيريم و از آن چشم مىپوشيم ! »
الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ
. « 3 »
« آن كسانى كه احسان مىكنند كسانى هستند كه از گناهان كبيره و افعال
هامش
( 1 ) ذيل آيهء 28 ، از سورهء 21 : الانبيآء : « و فرشتگان شفاعت نمىكنند مگر نسبت به آن كسانى كه آنان مورد رضايت قرار گيرند ، و آنان از خشيت خداوند در هراس و دهشت باشند . »
( 2 ) صدر آيهء 31 ، از سورهء 4 : النّسآء
( 3 ) صدر آيهء 32 ، از سورهء 53 : النّجم