أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْراهِيمَ وَ الَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآؤُا مِنْكُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنا بِكُمْ وَ بَدا بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةُ وَ الْبَغْضاءُ أَبَداً حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلَّا قَوْلَ إِبْراهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَ ما أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ رَبَّنا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنا وَ إِلَيْكَ أَنَبْنا وَ إِلَيْكَ الْمَصِيرُ .
« چقدر براى شما مادّهء تأسّىِ خوبى است دربارهء إبراهيم و كسانى كه با او بودند ، چون به قوم خود گفتند : ما از شما و از آنچه را كه غير از خدا مىپرستيد بيزاريم ! ما بروش شما كافريم ! و بين ما و شما عداوت و دشمنى ابدى تحقّق يافته است ؛ تا زمانيكه به خداوند يگانه ايمان آوريد . مگر گفتار إبراهيم به سرپرست و عموى خود ، كه : من براى تو استغفار مىكنم ؛ و من دربارهء تو در پيشگاه خدا هيچگونه دخالت و نفوذى ندارم ! بار پروردگار ما ! ما بر تو توكّل نموديم ! و بسوى تو بازگشت كرديم ! و بازگشت بسوى توست ! »
در جلد دوازدهم از « بحار الانوار » ( ص 27 ) طبع حروفى از تفسير « مجمع البيان » حكايت مىكند كه فرموده است :
إِلَّا قَوْلَ إِبْراهِيمَ
أىِ اقْتَدوا بِإبْراهيمَ فى كُلِّ امورِهِ إلّا فى هَذَا الْقَوْلِ فَلا تَقْتَدوا بِهِ فيهِ فَإنَّهُ عَلَيْهِ السَّلامُ إنَّما اسْتَغْفَرَ لِابيهِ
عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَها إِيَّاهُ
بِالإيمانِ
فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ
.
«
إِلَّا قَوْلَ إِبْراهِيمَ
) جملهء استثنائيه است براى جملهء سابقه كه : براى شما نسبت به ابراهيم مادهء تأسى خوبى است ) يعنى به ابراهيم اقتدا كنيد در تمام امورش مگر در اين گفتارش ، كه به او تأسى مجوئيد ! چون إبراهيم عليه السلام براى عمويش به جهت و عدهء ايمانى كه به او نموده بود استغفار كرد ، و ليكن چون براى إبراهيم روشن شد كه او دشمن خداست از او بيزارى جست . »
از اين كلام استفاده مىشود كه در كلام حضرت إبراهيم عليه السّلام دربارهء وعدهء استغفار به عموى خود آزر مَنْقَصَت و حَزازتى وجود داشته است