بجاى عالم در وهلهء اوّل ، آن ، تحت حكومت عرش خدا واقع بوده ؛ و عرش خدا بر آن حكومت مىنموده است ؛ و پس از آن ، از آن واقعيّت وسيع اين نقوش پيدا شد ؛ و سپس اين نقوش نيز مَحو مىشود و از بين ميرود ، و عالم دوباره به همان واقعيّت وسيع و بدون صُوَر و نقوش بر مىگردد .
آن حقيقت وسيع ، آيا نفس رحمانيّه است ، يا فيض مقدّس و يا وجود منبسط و يا نُورُ نَبِيِّكَ يَا جَابِر ؟ احتمالات مختلفى است
. تلميذ : آيا احتمالاتِ مختلفى است ، يا عبارات مختلف و واقعيّتش يك امر واحد است
؟ علّامه : براى ما ، احتمالات مختلف است ؛ و براى گوينده ، عبارات .
گوينده ميداند چه خبر بوده است ! ما بيچارهايم ؛ چه خبر داريم ؟ از كتاب چه مىدانيم * * *
تفسير آيهء : فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بابٌ
تلميذ : در تفسير آيهء شريفهء :
فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بابٌ باطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَ ظاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذابُ .
« 1 »
در رسالهء « معاد » مىفرمائيد : اين حجاب و ديوار چيز واحدى است كه داراى ظاهر و باطنى است ، غاية الامر رحمت خدا براى كسانيست كه بفوز و رستگارى در باطن آن قرار گرفتهاند ؛ و عذاب خدا براى كسانيست كه در ظاهر آن به هلاكت رسيدهاند . و مثل آنكه اگر انظار آنان از ظاهر عبور كند و به باطن
هامش
( 1 ) ذيل آيهء 13 ، از سورهء 57 : الحديد : « و ميان بهشتيها و جهنّميها ديوارى زده مىشود كه داراى درى است و در باطن آن در ، رحمت است و در ظاهر آن ، از جانبش عذاب است . »