علّامه : آرى مطلب همينطور است كه مىگوئيد ! رسول اللّه آيات قرآن را بدون يك حرف پس و پيش ، و يا كم و زياد مىخواندند ؛ و حتّى چه بسا مردم قرآن را كه از حفظ مىكردند ، در نزد رسول الله تصحيح مىنمودند .
و از قرآن گذشته آن حضرت عين عباراتى را كه سالها قبل فرموده بودند ، در موضع حاجت بازگو مىكردند كأنّه اين عبارت را در همين ساعت فرمودهاند .
در هنگام رحلت آن حضرت كه حضرت فاطمه سلام الله عليها بسيار ناراحت بود ؛ و گريه مىكرد ؛ و وا سوأتاه مىگفت و وا سوأة أبى مىگفت كه بقول ما فارسى زبانان واويلايش بلند بود ؛ حضرت به او فرمودند : اى فاطمه اينطور سخن مگو ! همان كلمات را بگو كه من در مرگ ابراهيم فرزندم گفتم : القلب يحزن ؛ و العين تدمع و لا نقول إلّا حقّا و إنّا بك يا إبراهيم لمحزونون .
( دل غصّهدار است ؛ و چشم اشكبار ؛ و ما سخنى غير از حقّ نمىگوئيم ؛ و اى ابراهيم ما دربارهء تو اندوهناك هستيم ) ببينيد : پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در حال سكرات موت كه مرض از هر جانب بر او غالب شده و حال عادى آن حضرت را تبديل به سنگينى و انقلاب نموده است ؛ در آن حال شديد ، عين عباراتى كه سالها قبل در مرگ ابراهيم فرموده ، بازگو مىكند ؛ اين عجيب معجزهاى است .
آرى اين احاطهء بر ملكوت است و سيطره بر عالم معنى و ربطى به قوّهء حافظهء مادّيه ندارد ؛ يعنى قوّه حافظهاى كه در بدن و به بدن تعلّق دارد ؛ گرچه اصل قوّهء حافظه مجرّد است .
تلميذ : چقدر تفاوت است بين اين كلام شما كه حتّى يك جملهء عادى رسول الله را در حال شدّت مرض مرگ دقيقا بررسى نموده و حكايتش را از متن واقع مبيّن ساختهايد ؛ و بين قول عمر كه گفت : قد غلبه الوجع إنّ الرّجل ليهجر .
( درد بر اين مرد غالب شده است و بنابراين اين مرد هذيان مىگويد )
مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى ) — صفحة 94
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٩٤