تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
و بطور كلّى آنچه قرآن مجيد بما تعليم مىدهد اينست كه آنچه در عالم وجود است چه ذات و چه فعل و اثر همه مملوك خداست ، وحده لا شريك له ؛ و از براى خداست آنچه را كه بخواهد در اين مماليك خود انجام دهد . و از براى غير خدا به هيچ‌وجه اختيارى و قدرتى نيست ، مگر به همان مقدارى كه خداوند به او تمليك نموده ؛ و او را بر آن قدرت داده است ؛ و خداوند مالك مطلق است نسبت به همهء موجودات ؛ و نسبت به انسان و نسبت به مملوكات انسان . و آيات قرآن كه دلالت بر اين حقيقت مىكند جدا بسيار است . آنچه در عالم تكوين مشاهده مىشود از موجوداتى كه داراى فعل و يا اثرى هستند - همان‌هائى را كه ما آنها را علل و اسباب مىدانيم - در سببيّت خود استقلال ندارند ؛ و از فعل و تأثير خداوند متعال بىنياز نيستند ؛ اين موجودات نه مىتوانند كارى انجام دهند و نه مىتوانند اثرى داشته باشند ؛ مگر آنچه را كه خدا بخواهد بجاى آرد يا اثرى گذارد ؛ يعنى خداوند قدرت فعل و اثر را به آن مىدهد ؛ و ارادهء خلاف آن را نمىكند تا بالنّتيجه قدرت از آن موجود سلب گردد . و به‌عبارت‌ديگر : تمام سلسله علل و اسبابى كه در عالم تكوين هستند از نزد خود و باقتضاى ذات خود داراى اثرى نيستند ؛ بلكه بواسطهء قدرت دادن خدا بر فعل و اثرى كه دارد انجام مىگيرد ؛ و خداوند ارادهء خلاف آن را نمىكند . و بتعبير ديگر : خداوند راه وصول به آن معلول و اثر را آسان مىكند و اذن مىدهد ؛ اذن خدا همان قدرت دادن خدا و رفع مانع نمودن است . آيات و روايات بطور استفاضه و تواتر وارد است بر اينكه عمل هر عاملى بستگى به اذن خدا دارد ؛ و هيچ كارى از هيچ كار دارى سر نمىزند ؛ مگر آنكه اذن خدا در آنست . خداوند مىفرمايد :
ما أَصابَ مِنْ مُصِيبَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ
( آيهء 11 از سورهء 64 تغابن ) « 1 »
وَ الْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ
( آيهء 58 از سورهء 7 اعراف ) « 2 »
وَ ما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ
( آيهء 100 از سوره 10 يونس ) « 3 »
هامش
( 1 ) هيچ‌چيزى بشما اصابه نمىكند و نمىرسد مگر به اذن خدا . ( 2 ) و شهر پاك و پاكيزه گياهش به اذن خدا مىرويد . ( 3 ) و چنين حقّى براى هيچ نفسى نيست كه بتواند بميرد مگر با اذن خدا .