تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
و براى ساكنين فلسطين تشريع نفرمود ؛ و گرنه اين سنّت الهيّه را قطعا حضرت إسحاق و يعقوب و پيامبران ديگر از بنى اسرائيل انجام مىدادند . و امّا در بين حضرت اسماعيل و اولادش اين سنّت باقى ماند كه در ناحيهء عرب زمين سكنى داشتند . و ما نه ثبوتا و نه اثباتا دليلى براى لزوم تشريع عموميّت حجّ در زمان حضرت ابراهيم ندارد . و از آن آيات كه استدلال نموديد مىتوان جواب داد كه فرستاده شدن بسوى بنى اسرائيل غير از اختصاص دعوت به آنانست ؛ و آيهء مباركهء :
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ
بيشتر از اين دلالت ندارد كه هر پيغمبرى كه برانگيخته مىشود با زبان قوم خود تكلّم مىكند ؛ و امّا دعوتش اختصاص بقوم خود داشته باشد ، از كجا استفاده مىشود ؟

[ استناد افعال به حضرت حقّ تعالى و معناى ليعلم الله من ينصره و رسله ]

تلميذ : آياتى در قرآن كريم داريم كه استناد افعال را بذات مقدّس حضرت احديّت مىدهد ؛ بعضى از اين آيات بسيار عجيب است ؛ مانند آيهء 115 از سورهء نساء :
وَ مَنْ يُشاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدى وَ يَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ ما تَوَلَّى وَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصِيراً
« 1 » در اين آيهء كريمه ذات مقدّس حقّ بازگشت كسانى را كه با رسول خدا مخاصمه مىكنند ، و از راه مؤمنين پيروى نمىكنند به خود نسبت داده است ؛ و مىفرمايد : آن بازگشتى را كه او نموده است ، ما او را برگردانيديم ؛ و نفس بازگشت او مستند به بازگردانيدن ما بوده است . و نيز در آيهء كريمه 143 از سورهء 4 نساء مىفرمايد :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَ تُرِيدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلَّهِ عَلَيْكُمْ سُلْطاناً مُبِيناً
« 2 » و راستى هر وقت اين ناچيز متذكّر مفاد اين آيه شريفه مىشوم ، شگفتم زياد مىگردد كه تا چه اندازه معناى رشيق و محتواى لطيف و بعد معنى و گستردگى مفاد را دارد ؟
هامش
( 1 ) و كسى كه با رسول خدا شقاق و جدائى كند پس از آنكه راه هدايت بر او روشن شد و پيروى از غير راه مؤمنين نمايد ما بازگشت مىدهيم او را به همان چيزى كه خود او بازگشت نموده است ؛ و در جهنّم مىسوزانيم و بد بازگشتى است . ( 2 ) اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد كافران را سرپرست و قيّم خود مگيريد كه مؤمنين را رها كنيد ! آيا شما مىخواهيد كه از براى خدا بر عليه خود قدرت و سلطنت آشكارى قرار دهيد ؟ !
مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى ) — صفحة 268 | السيد محمدحسين الطباطبائي