و بنابراين ايشان با اطّلاع از اين جريانات بيشتر ناراحت مىشدند ؛ و بهتر و پراثرتر آثار و خصوصيّات اين جهات را ادراك مىكردند ؛ و ليكن چون از طرفى داريم
وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ
« 1 » تحمّل و صبر مىفرمودند ؛ و جام شكيبائى و استقامت هيچگاه لبريز نمىشد .
و من چنين مىدانم كه همان كلمهء رسول اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم : ما أوذى نبى مثل ما اوذيت قطّ راجع بمسئلهء منافقين داخلى است ؛ نه نسبت بكفّار خارجى و مشركين .
آنقدر رسول خدا از منافقين داخل منزل و خارج از منزل - از افرادى كه به ظاهر اسلام آورده بودند ولى در باطن گرايش باسلام و رسول خدا نداشتند - آزار و اذيّت ديد ، كه قابل توصيف نيست .
اگر ابتلاى به قضيّهء منافقين را كنار بگذاريم ، گرفتاريهاى رسول اكرم نسبت به گرفتاريهاى انبياى سلف خيلى چشمگير نبوده است ؛ بحسب ظاهر گرفتاريهاى آنها از رسول اكرم قوىتر و شديدتر بوده است .
در بعضى از آنها اتّفاق افتاد كه انداختند توى ديگ و پختند ؛ أصلا دربارهء رسول الله اينچنين اذيّتها اتّفاق نيفتاده است . ليكن مىفرمايد : هيچ پيغمبرى هرگز به اندازهاى كه من اذيّت شدهام آزار نديده است .
على الظّاهر راجع به همان مسئلهء منافقين است ؛ در اين باره راستى آزارهاى منافقين نسبت به رسول الله براى ما قابل فهم و توصيف نيست .
تلميذ : دربارهء ائمهء اطهار عليهم السّلام از همان مقام طفوليّت انكشاف توحيد بوده است ، يا آنها بحسب مجاهدات و سير تكاملى و رشد و بالاخره به فعليّت رسيدن استعدادها صورت گرفته است ؟
دربارهء حضرت امام محمّد تقى عليه السّلام جواد الأئمّة در حال طفوليّت بمنصب امامت نائل شدند .
علّامه : بعنوان إرهاص مىتوان گفت ؛ ارهاص يك حالت خرق عادتى است كه قبل از موقع و سر رسيد ، و قبل از بلوغ بوجود مىآيد ؛ مثل اينكه دربارهء حضرت امير المؤمنين
هامش
( 1 ) آيهء 4 از سورهء 68 نون و القلم : و بدرستى كه حقا تو اى پيغمبر داراى اخلاق بزرگى هستى !