حضرت پنهان شدند ؛ و بايزيد هر چه كرد ؛ و هر جاى عالم را گشت ، آن حضرت را پيدا نكرد .
يك همچه چيزى بعنوان كرامت براى حضرت جواد نقل مىكنند .
آنوقت گويا حضرت جواد از ته قلب بايزيد صدا زدند : به اينكه من اينجا هستم ! شما كجا را مىگرديد ؟
اين قضيّه را الآن درست به خاطرم نيست كه كجا ديدهام ؛ مردّد است پيش بنده بين كتاب طرائق الحقائق و كتاب نفحات الانس جامى . اينطور نقل كردهاند ؛ البتّه جا هم دارد كه بايزيد نتواند حضرت جواد را پيدا كند .
جامى دو نفر بودهاند : يكى عبد الرّحمن و ديگرى احمد ؛ كتاب نفحات از عبد الرّحمن است عبد الرّحمن از احمد پختهتر بوده است : اشعار خوبى دارد بيانات خوب ، بعضا كتابهاى خوب دارد .
لوائح و لمعات دارد ؛ بنده لوائح را نديدهام ؛ ولى لمعات را مطالعه كردهام .
[ راجع به قيام حضرت مهدى قائم آل محمّد عجل اللّه تعالى فرجه الشريف ]
تلميذ : راجع به حضرت قائم آل محمّد حضرت حجة ابن الحسن العسكرى ارواحنا فداه و كيفيّت ، ظهورش از مرحوم قاضى رحمة الله عليه چيزى بخاطر داريد ؟ ! علّامه : در روايت است كه چون حضرت قائم ظهور كنند اوّل دعوت خود را از مكّه آغاز مىكنند ؛ بدينطريق كه بين ركن و مقام پشت به كعبه نموده ، و اعلان مىفرمايند ؛ و از خواصّ آن حضرت سيصد و شصت نفر در حضور آن حضرت مجتمع مىگردند .
مرحوم استاد ما قاضى رحمة الله عليه مىفرمود : كه در اين حال حضرت به آنها مطلبى مىگويند كه همهء آنها در أقطار عالم متفرّق و منتشر مىگردند ؛ و چون همهء آنها داراى طىّ الارض هستند ، تمام عالم را تفحّص مىكنند ؛ و مىفهمند كه غير از آن حضرت كسى داراى مقام ولايت مطلقهء الهيّه و مأمور به ظهور و قيام و حاوى همهء گنجينههاى اسرار إلهى و صاحب الأمر نيست .
در اين حال همه به مكّه مراجعت مىكنند ؛ و به آن حضرت تسليم مىشوند ؛ و بيعت مىنمايند .
مرحوم قاضى رضوان اللّه عليه مىفرمود : من مىدانم آن كلمهاى را كه حضرت به آنها فرمود و همه از دور آن حضرت متفرّق شدند چه بود .