تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
و من در روايت ديده‌ام كه حضرت صادق عليه السّلام مىفرمايند : من آن كلمه را مىدانم . مرحوم قاضى مىفرمود : بعضى از افراد زمان ما مسلّما ادراك محضر مبارك آن حضرت را كرده‌اند . و بخدمتش شرفياب شده‌اند . يكى از آنها در مسجد سهله در مقام آن حضرت كه به مقام صاحب الزّمان معروفست ، مشغول دعا و ذكر بود كه ناگهان مىبيند آن حضرت را در ميانه نورى بسيار قوى كه به او نزديك مىشدند ؛ و چنان ابهت و عظمت آن نور او را مىگيرد كه نزديك بود قبض روح شود ؛ و نفس‌هاى او قطع و به شمارش افتاده بود و تقريبا يكى دو نفس به آخر مانده بود كه جان دهد آن حضرت را به اسماء جلاليه خدا قسم مىدهد كه ديگر به او نزديك نگردند . بعد از دو هفته كه اين شخص در مسجد كوفه مشغول ذكر بود حضرت بر او ظاهر شدند و مراد خود را مىيابد و بشرف ملاقات مىرسد . مرحوم قاضى مىفرمود : اين شخص شيخ محمّد تقى آملى بوده است . « 1 »
هامش
( 1 ) مرحوم آقا شيخ محمّد تقى آملى از علماى برجستهء طهران و از طراز اوّل بودند چه از نقطه نظر فقاهت و چه از نقطه نظر اخلاق و معارف ؛ تدريس فقه و فلسفه مىنمودند منظومه سبزوارى و اسفار را تدريس مىكردند و صاحب حاشيهء مصباح الهدى فى شرح العروة الوثقى و حاشيه و شرح منظومه سبزوارى هستند ؛ و با پدر حقير سوابق علمى و آشنائى از زمان طلبگى داشته‌اند . حقير محضر ايشان را مكررا ادراك كرده‌ام بسيار خليق و مؤدّب و سليم النّفس و دور از هوى بود ؛ و تا آخر عمر متصدّى فتوى نشد و رساله بطبع نرسانيد ؛ آن مرحوم در ايّام جوانى و تحصيل در نجف اشرف از محضر درس استاد قاضى رحمة الله عليه در امور عرفانى استفاده مىنموده ؛ و داراى كمالاتى بوده است .