و در بعضى از موارد محتضر مقامش آنطور نيست كه بتواند صرفا غرق در انوار حضرت احديّت باشد ؛ و چون داراى مراتبى از خلوص مىباشد ؛ لذا جان دادن او توسّط خود عزرائيل انجام مىگيرد .
و در بعضى از موارد توسّط ملائكهء جزئيّه و اعوان عزرائيل صورت مىگيرد .
و در صورت دوّم ديگر ذات حقّ مشاهده نمىشود ؛ و در صورت سوّم ذات حقّ و عزرائيل هر دو مشاهده نمىگردند .
و بهر حال اختلاف اين مراتب بحسب اختلاف ادراكات و درجات و مقامات محتضر است .
و همانطوركه ذكر شد بحسب ظاهر اختلاف درجات و مراتب وحى آيات قرآنيّه در اين سه مرحله نيز بحسب اختلاف حالات و مقامات و وضعيّاتى بوده است كه خداوند تبارك و تعالى وحى را به يكى از اين سه طريق نازل مىفرموده است .
[ تفسير آيهء مباركهء : وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى .
]
تلميذ : در آيهء كريمه
وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوى .
« 1 » آيا مفادش اينست كه تمام كلمات رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم وحى بوده است ؟ يا ظاهرش اينست كه آياتى را رسول الله بعنوان قرآن تلاوت مىفرموده است وحى بوده است ؟
چون ديده شده است كه بعضىها استدلال مىكنند با تمسّك به اين آيات بر اينكه حرفهاى عادى رسول خدا هم وحى منزل بوده است ؛ مثلا در قضيّه أمر فرمودن آن حضرت به حركت جيش اسامه و يا قضيّه كاغذ و دوات خواستن رسول الله در وقت رحلت بر اينكه چيزى بنويسند كه امّت ديگر هرگز گمراه نشوند ، استدلال مىكنند به اين آيهء شريفه
وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى
.
اين كلمات رسول خدا و اوامر و نواهى آن حضرت در امور فردى و خانوادگى و يا در امور اجتماعى آيا وحى نبوده است ؟ گرچه كلمات عادى رسول خدا هم صحيح بود ؛ و طبق حقّ بود ؛ امّا استدلال به آيهء
وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى
درست است ؟
هامش
( 1 ) آيه 3 تا 5 از سورهء 53 نجم : و رسول خدا از روى ميل و هواى نفسانى خود سخن نمىگويد ؛ نيست سخن او مگر وحى خداوندى كه به او وحى شده است ؛ و او را شديد القوى ( كه منظور جبرائيل امين است ) تعليم كرده است .