ممكنست قوّهء دست بشر به اندازهاى باشد كه اين سنگ را كه مىاندازد ، پيوسته اين سنگ برود مانند اين سفينههاى فضائى كه آنها را پرتاب مىكنند ، از جوّ زمين هم مىگذرد .
علل و عواملى همراهشان مىكنند كه اينها به همراهى آنها سير مىكنند ؛ تا مقدارى كه آن علل كار خود را انجام مىدهند ؛ وقتى كه انجام داد و تمام كرد ؛ آن سفينهها يا سقوط مىكنند ؛ يا مىسوزند ؛ و يا به نحوى ديگر از بين مىروند ؛ و يا در تحت قوّهء جاذبهء ديگرى قرار گرفته ؛ و در آن مدار و در تحت آن عامل حركت مىكنند .
در امور معنويّه هم نظير همين تقريب را در عدم دوام قسر مىتوان گفت ؛ كه در معنويّات و رحمات الهيّه حركت قسرى دائمى و يا اكثرى نيست ؛ و هميشه عوامل معنوى نيز بر اساس حركات اوّليّه نفسيّه افاضه دارند .
مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى ) — صفحة 204
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٠٤