تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
تلميذ ؛ فلاسفه مىگويند : القسر لا يكون دائميّا و لا أكثريّا . آيا امتناع قسر منافات با خلود در آتش جهنم ندارد ؟ و آيا اين عدم جواز قسر ، نسبت به حركت‌هاى طبيعى است يا شامل امور معنوى هم مىشود ؟ و آيا امتناع حركت قسرى نسبت به متحرّك است ، يا نسبت به محرّك هم اين‌چنين است ؟ علّامه : مىگويند : قسر با عنايات إلهى جور درنمىآيد ؛ عنايات إلهى چه در ناحيهء توفيقات و افاضات ، و چه در ناحيهء كمالات يا نعمت‌هائى را كه به كسانى مىدهد ، نمىتواند نيمه‌كاره بوده باشد ؛ خداوند نعمت شكسته و نيمه‌كاره نمىدهد ؛ آن‌وقت قسرا نعمتى بدهد ، كه قسرا پس از چندى براى هميشه از او بگيرد ؛ اين با عنايت الهى جور نيست و مناسب نيست ؛ اينست كه نعمت الهى را بايد دائمى گرفت ؛ اگر نعمتى داده است دائمى داده است و محبوسيّت ندارد . و امّا دربارهء خلود در جهنّم ، آن‌طور كه توجيه مىكنند ، اينست كه نمىشود با مخلّدين در جهنّم نعمت قسرى بوده باشد . وجودى را كه حقّ تعالى ايجاد مىفرمايد ؛ يا وجودى را كه بيك موجودى خصوصيّت وجودى مىدهد ، محبوسيّت ندارد . چند روزى در دست او بوده و سپس از او بازپس بگيرد ؛ اين‌طور نيست . اين با عنايت الهى درست درنمىآيد ؛ اينست كه نعمت‌هاى الهى از راه قسر بما نمىرسد ؛ يعنى يك نعمت چند روزى بما داده شود ؛ و سپس منقطع گردد ؛ پس مخلّدين در جهنّم از اوّل وهله نعمت‌هاى قسرى نداشته‌اند . امّا حركت‌هاى قسرى نسبت به متحرّك قسر است ؛ و الّا نسبت به علّت عامل قسر نيست ؛ طبيعى است . مثل اينكه مثلا انسان يك تكّه سنگ را كه بالا مىاندازد ، اين سنگ در رفتن بسوى بالا حركت قسرى دارد ؛ امّا از انسانى كه آن را به بالا پرتاب مىكند قسر نيست ؛ و نظاير اين مثل .
هامش
المسكين ما يتجرّع و ظاهرا آنچه استاد ما آية الله و سند الحقّ و العرفان مرحوم علّامهء طباطبائى رضوان الله عليه در اين مصاحبات با اين ناچيز كه خوشه‌چين درياى بيكران علوم ايشان بوده‌ام ، بر آن اصرار دارند و به هيچ‌وجه من الوجوه همان‌طوركه ملاحظه مىشود از آن تنازل نمىكنند ؛ و بعنوان عين ثابت و بقاء مرجع ضمير و در هر حال براى بقاء نسبت بدان ملزم هستند ؛ همان فناى از قسم اوّل است كه با وجود حيات سالك در دنيا براى او پيدا مىشود ؛ كه بعنوان حالات يا ملكات براى او محسوب مىگردد . جزاه الله عن العلم افضل جزاء المعلّمين ؛ و رحمة الله عليه رحمة واسعة ؛ گرچه از بعض از عباراتشان استفادهء توسعه نسبت به دو قسم از فنا مىتوان نمود .