ورود اين اسباب نزول متناقض و متهافت يكى از دو محمل بيشتر ندارد يا بايد گفت : اين اسباب نزول نظرى هستند نه نقلى محض و هريك از روات روايات متناقضه آيه را به يكى از قصههاى مناسب خوابانيده كه غير از قصهاى است كه در روايت ديگر مىباشد و همچنين ، يا يك شخص مثلا كه دو سبب نزول متخالف روايت مىكند گرفتار دو نظر مخالف گرديده و پس از نظر اولى مثلا بسوى نظر دويمى عدول نموده است و يا بايد گفت همه روايات يا بعضى از آنها جعل يا دس شده است .
با تحقق چنين احتمالاتى روايات اسباب نزول اعتبار خود را از دست خواهد داد و ازين روى حتى صحيح بودن خبر از جهت سند سودى نمىبخشد زيرا صحت سند احتمال كذب رجال سند را از ميان مىبرد يا تضعيف مىنمايد ولى احتمال دس يا اعمال نظر در جاى خود باقى است .
و ثانيا از راه نقل بثبوت رسيده كه در صدر اسلام مقام خلافت از ثبت حديث و كتابت آن شديدا مانع بود و هرجا ورقه و لوحى كه حديثى در آن نوشته شده بود بدست مىآوردند توقيف كرده مىسوزانيدند و اين قدغن تا آخر قرن اول هجرى
قرآن در اسلام ( طبع قديم ) ( فارسى ) — صفحة 174
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٧٤