ديگرى هم داشته است كه ما به مناسباتى در كتب تراجم به نام بعضى از شاگردان آنها برخورد كردهايم كه در اطراف شيراز و ساير بلاد منتشر شدهاند .
از جمله آنها قطب الدين محمد نيريزى شيرازى است [ 1 ] كه در سنهء ( 1173 ه . ق ) فوت كرده است ، ناچار معاصر با طبقهء بعد از ملا محمد صادق و شاگرد او ملا حمزه است . به عربى خوب شعر مىگفته است الحكمة الإبداعية يا فصل الخطاب و رسالهء ابداعيه در شعر از آثار اوست . قهرا نيريزى معاصر است با آقا ميرزا محمد تقى الماسى و ملا اسماعيل خواجوئى و ملا عبد اللّه حكيم . و از شاگردان مع الواسطه آخوند ملا صدراست .
آقا ميرزا محمد تقى الماسى « محمد تقى بن ميرزا كاظم بن ميرزا عزيز الله بن مولى محمد تقى مجلسى » از احفاد مجلسى اول ( م - 1159 ه . ق ) مولى محمد اسماعيل « بن [ 2 ] محمد رضا علاء الدين محمد » مازندرانى ساكن كوى خواجوى اصفهان معروف به ملا اسماعيل خواجوئى ( م - 1173 ه . ق ) و ملا عبد الله حكيم
شرح
[ 1 ] نيريزى از طريقهء حكماى مشاء در كتب خود انتقاد نموده و خود از طرفداران طريقهء تصوف و اشراق است . در مقام انتقاد از فلسفهء بحثى و نظرى صرف خشك و خالى گفته است :
« و منطقهم لن يعصمن عن الخطاء * و ليس بمغن بل اساس الخطيئة * و هم اسسوا ذاك الأساس لمسجد * ضرار بنوا لا بالعقول الرزينة * و إنّي بنطق العارفين مؤسس * لكم منطقا للحكمة العلوية » .
[ 2 ] ملا اسماعيل رسالهاى در رد اشكالات آقاى جمال الدين خوانسارى بر ميرداماد نوشته است و حدوث زمانى موهوم را كه مختار آقا جمال و جمعى از متكلمان است ، باطل دانسته . از اين رساله تبحر خواجويى در عقليات كاملا ظاهر مىشود . رسالهاى هم بر رد صوفيه نوشته است متكلمان عالم « ما سوى الله » را حادث به حدوث زمانى مىدانند و چون بر آنها اشكال مىشود كه زمان از حركت انتزاع مىشود و مبدأ حركت جسم است ، بنابراين حدوث زمانى معنى ندارد . گفتهاند مراد از زمان ، زمان موهوم است كه وهم اعتبار مىنمايد بعضى از متكلمان - خذلهم الله - منشأ انتزاع زمان موهوم را ذات حق مىدانند .
بر اين قول يك اشكال بديهى وارد است و آن اين است كه بر فرض حدوث زمانى موهوم بايد عالم فقط در وهم حادث باشد نه در خارج در خارج بايد قديم باشد .