ملا حسن اصلا از مردم ديلمان لاهيجان است ، حكيم و عارف و محدث و از مدرسين جامع كبير شاه عباس دوم بوده است و در محلهء لنبان از محلات اصفهان ساكن بود . اين مرد را متهم به تصوف نمودند ، براى رفع تهمت از خود رسالهاى نوشت .
طبقهء بعد از تلامذهء ملا رجبعلى و فيض و لاهيجى و ساير معاصران آنها ، طبقهء دانشمندان عالىمقام و محققان ارجمند ملا حسين لنبانى ( م - 1129 ه . ق ) و شيخ عنايت الله گيلانى و مير سيد حسن طالقانى و مولى محمد صادق اردستانى ( م - 1134 ه . ق ) و جمعى ديگر است . غير از مولى محمد صادق اردستانى ، خصوصيات زندگى و شرح حال معاصرين او چندان معلوم نيست ، حقير در مجموعهاى موجود در كتابخانهء آستان قدس افاداتى از مير سيد حسن طالقانى در قواعد فلسفه و عرفان ديده است كه تبعيت او در مسائل مشكل از ملا صدرا خوب واضح است و از شيخ عنايت الله همين اندازه اطلاع در دست است كه مدرس كتب شيخ رئيس بوده است . ملا حسين لنبانى هم معلوم نيست كه تا چه اندازه وارد در فلسفه بوده است .
افكار و عقايد محمد صادق اردستانى با مطالعهء زياد در كتب تراجم و مراجعه به دو رسالهء منسوب به آن مرحوم تا اندازهاى روشن مىشود .
اين حقير دو اثر از ميرزا محمد صادق [ 1 ] ديده است . يكى رسالهء حكمت صادقيه
شرح
كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران و نسخهاى در كتابخانهء طوس موجود است .
اوله : فيقول پيرزاده محمد رفيع : إنّى لمّا وفّقني الله تعالى لخدمة مولانا رجبعلي قدّس الله روحه .
[ 1 ] ملا محمد صادق علاوه بر مقامات علمى و جامعيت در معقول و منقول از مردان زاهد و متورع و از حيث تقوى و پرهيز بىنظير و در مسلك تشيع متصلب و در پيروى از ائمه عليهم السّلام راسخ بوده . ملا محمد صادق را مرحوم مجلسى دوم « ملا محمد باقر » به نجفآباد اصفهان تبعيد نمود كه در هنگام سرما در بين راه طفل معصوم او از شدت سرما تلف شد و خود اين مرد بزرگ در سن كهولت و پيرى به مصائب و بليات عجيبى مبتلا گرديده كه شرح آن دلخراش و ذكر آن موجب قساوت قلب مىباشد « نعوذ بالله من الغرور » .