طريقهء ملا صدرا را ، بر بطلان قول شيخ كه ممكن نيست موجود مجرد تام و تمام به جسمانيات تعلق بگيرد و هرچه كه به حسب اصل وجود و صميم ذات تجرد داشته باشد ، عقل محض است همان برهان ملا صدرا را ذكر نموده است . از طرف ديگر گفته است حادث ، محال است بقا داشته باشد و نفس اگر جسمانية الحدوث باشد ، دايمى نخواهد بود . هر امر حادثى فاسد خواهد شد ، بعد در بيان مختار خود گفته است : « نفوس ناطقهء جزئيه پرتو شعاع نفس كلىاند كه به ابدان تعلق گرفتهاند . » در حالتى كه در نحوهء تعلق نفوس كليه به نحو تجلى و ظهور ؛ اين اشكال پيش مىآيد كه آيا اين تعلق و ظهور و تدلى يا تجلى نفس كلى به ابدان به چه نحو تصور مىشود ، اين مرد بزرگ مقدماتى را كه مختار صدر المتألهين بر آن توقف دارد ناديده گرفته است ، لذا گرفتار لغزشهاى علمى شده است . [ 1 ]
همانطورى كه ذكر شد يكى از معاصران ميرزا محمد صادق شيخ عنايت الله گيلانى است كه كتابهاى شيخ رئيس را تدريس مىنموده و از مدرسان بزرگ به شمار مىرفته است . يكى از شاگردان دانشمند ملا محمد صادق همين ملا حمزهء گيلانى است كه بنا بر نوشتهاى در تذكرهء حزين لاهيجى در اواخر محاصرهء اصفهان به دست اشرار افاغنه در سال ( 1134 ه . ق ) فوت كرده است .
ملا صدرا غير از اشخاص معروف « محقق لاهيجى ( 1071 ه . ق ) و فيض كاشانى ( 1007 - 1091 ه . ق ) و شيخ حسين تنكابنى ( 1104 ه . ق ) و ملا محمد ايروانى و شاه ابو الولى شيرازى و قوام الدين احمد فرزند كوچك خود شاگردان
شرح
طلبگى ترتيب دادند شاه به جاى آن كه فنون جنگ بياموزد و از حال لشكر و اوضاع سياسى مملكت غافل نماند ، به حفظ حديث جن و فاميل پرى پرداخت .
[ 1 ] بر اين رساله حكمت صادقيه يكى از شاگردان ملا حمزه به نام ملا محمد على بن محمد رضا مقدمهاى فاضلانه نوشته است . مولانا شيخنا الأقدم ملا محمد صادق و جميع احفاد شيخ زاهد گيلانى مرشد شيخ صفى الدين را از اصفهان نفى بلد كردند . در همان زمان مغفور له مجلسى دوم از عرفان به . . . شجرهء زقّوم تعبير مىنمود . امپراطورى تشيّع را حكام ناقابل و عوامهاى شبيه علما به باد فنا دادند « و الدهر دهر و الزمان زمان » .