ملا صدرا را نقل و رد كرده است .
به هر حال به اندازهاى طرز تأسيس مبانى حكمى و قواعد فلسفى ملا صدرا مشعشعانه بود كه نمىشده است آن را ناديده بگيرند و بگذرند ، لذا جاى خود را باز كرد و ساير مشارب را از رونق انداخت ، بدون آن كه عوامل خارجى ، كتب او را ترويج كند .
گويا مردى به نام ملا حيدر خوانسارى كه از دانشمندان در علم حكمت و فلسفه و از اساتيد آقا حسين خوانسارى بوده معاصر با ميرفندرسكى ، در اصفهان ميزيسته است كه در حكمت ، تابع مشرب حكماى مشاء بوده است و شايد صاحب ذخيره و ميرزا رفيعاى نائينى و معاصران آنها در استوارى در حكمت مشاء از تابعان ملا حيدر بودهاند . ( و الله اعلم )
ملا حسن لنبانى از شاگردان ملا رجبعلى است و گويا مير را هم درك كرده باشد . ملا حسن به فلسفهء اشراق و عرفان بيشتر تمايل داشته است . ملا رجبعلى تبريزى از ساير معاصران خود بيشتر در فلسفه توغل داشته است ، يعنى از آقا حسين و آقا ميرزا رفيعا و صاحب ذخيره و شاگردان زيادى تربيت كرده است .
عباس مولوى صاحب « اصول الفوائد » [ 1 ] و قاضى سعيد قمى [ 2 ] و برادرش
شرح
[ 1 ] اصول الفوائد كتابى است مشتمل بر مسائل متعدد حكمى . اين كتاب را ملا عباس مولوى بعد از فوت ملا رجبعلى نوشته است و ملا رجبعلى را بسيار ستوده است . اين كتاب در سال ( 1097 ه . ق ) تمام شده است . مولوى هم مثل قاضى سعيد قمى به تبعيت استاد در صدد اثبات اشتراك لفظى وجود برآمده است و در اثبات اين معنى مثل قاضى سعيد و خود ملا رجبعلى دچار هفوات و لاطايلات شده است .
[ 2 ] قاضى سعيد ( 1049 - 1103 ه . ق ) علاوه بر ملا رجبعلى ، فيض « ملا محسن » و فياض « ملا عبد الرزاق » را درك نموده است . قاضى سعيد به مشرب اشراق و تصوف علاقهء فراوان از خود نشان مىدهد و شخص مستعد و با قوه بوده است . عقيده حقير دربارهء قاضى سعيد اين است كه در فلسفه دقت كامل ندارد و در عرفان هم به شخص استاد ديده نمىماند .
قاضى به كلمات ملا صدرا از خود زياد علاقه نشان نمىدهد و گاهى هم در نقل كلمات به