تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسالة المشاعر ملا صدرا ( فارسى ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
بين العدم و النقص ، أنّ العدم ينافي الصرفيّة و عدم التناهي في الكيفيّة
شرح
به او موجود است ، اگر غير حقيقت وجود باشد بايد از جهت وجودى و يك حيثيت و خصوصيت ديگر غير از جهت وجودى مركب باشد ، هر خصوصيت و حيثيتى غير از جهت وجود ، يا عدم ( به حسب وجود خارجى ) و يا عدمى است ( به حسب مفهوم ) ، چون امور عدمى حظّى از وجود ندارند و آنچه كه حظى از وجود ندارد و عبارت است از بطلان ، تعبير به امر عدمى مىشود ، مثلا ماهيات را با قطع نظر از وجود به اعتبار ظهور ظلى و مفهومى مىگويند امور عدمى هستند ، به اعتبار اين كه بدون وجود ، تحقق ندارند ، اعدام و اباطيل مىباشند . به هر حال اگر در وجودى جهتى غير از جهت وجودى بود ، آن وجود ، وجود صرف نبوده و موجود متصف به آن وجود از وجود و جهتى غير از وجود مركب است كه عدم يا عدمى باشد . تركيب از وجود و عدم بدترين تراكيب است . و چون مركبات بايد به بسائط منتهى شوند ، قهرا مركب به حسب رتبه از بسيط تأخر دارد و محتاج است به بسيط ، هر مركب كه از امر وجودى و عدمى تركيب دارد ، چون عدم در وجود آن شىء مدخليت ندارد و تقوم امر موجود به معدوم از محالات است ، بايد به موجودى كه وجود صرف باشد و داراى حد و جهت و خصوصيت عدمى نباشد منتهى شود . بعبارة اخرى چون ماهيت به حسب نفس ذات در تحقق به وجود احتياج دارد ، وجودى كه ماهيت به اعتبار او وجود دارد ، عين حقيقت وجود است ، يا به حقيقت وجود منتهى مىشود ، براى آن كه هر وجودى كه عين وجود صرف نباشد ، بايد ملتئم الذات باشد از دو جزء ، جزء وجودى و جزء ديگر غير وجود ، قهرا مركب مىشود از وجود و غير وجود ، و هر مركبى به بسيط احتياج دارد و ممكن مىباشد و هر ممكنى احتياج به علت دارد ، علت ممكن يا عدم است ، عدم صلاحيت از براى عليت و معلوليت ندارد يا وجود است ، آن وجود يا حقيقت وجود است يا امرى غير حقيقت وجود ، اگر حقيقت وجود باشد فهو المطلوب و اگر حقيقت وجود نباشد ، مستلزم دور يا تسلسل است . ظاهر عبارت عرشى همين است كه نگارنده تحرير نمود « 1 » و ليكن ممكن است به تقريب ديگر بگوييم : اگر وجود صرف ، موجود نباشد
هامش
( 1 ) . كتاب العرشيّة ، صص 11 - 13 ، مشرق اوّل .