تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسالة المشاعر ملا صدرا ( فارسى ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
و مجعولا بالذات ، فإذا تحقّق أنّ الوجود متحقّق في الخارج [ 1 ] ، تحقّق أنّ الوجود هو المجعول لا غيره و هو المطلوب .
شرح
[ 1 ] يكى از محشين « 1 » مشاعر گمان كرده است نزاع بين قائلان به اصالت وجود و اصالت ماهيت لفظى است ، لذا گفته است : چون قول به اعتباريت وجود و اصالت و مجعوليت ماهيت قول سخيف و راى باطل است ، بجاست بين اين دو قول جمع كنيم و بگوييم : كسانى كه گفته‌اند وجود مجعول نمىباشد و امرى اعتبارى است ، همان نفس مفهوم انتزاعى وجود را قصد كرده‌اند كه از ثوانى معقولات است . از كلمات قائلين به اصالت وجود اين معنا را استفاده نموده‌اند ، كما اين كه امام رازى « 2 » هم همين معنا را فهميده و گفته است : چطور مىشود يك امر انتزاعى اضافى در حق واجب تعالى امرى مستقل بذاته و منشأ استقلال و موجوديت جميع موجودات و غنى از سبب و علت و متشخص بذاته باشد ؟ « 3 » . و مراد كسانى كه قائل به اصالت وجود و اعتباريت ماهيت هستند ، امرى وراى ماهيت كليه طبيعيهء من حيث هى هى است ، چون ماهيت به اين اعتبار نمىشود مجعول باشد ، پس مراد اعاظم از ماهيت امرى ديگر وراى وجود عام بديهى است كه عبارت باشد از ذات شىء كه در خارج متحصل و موجود است . و مراد قائلين به مجعوليت وجود قطعا امر اعتبارى انتزاعى نيست و آنچه را قائلين به اصالت وجود مجعول مىدانند ، نزد محققان اصالت ماهيتى همان مجعول است . پس نزاع آنها لفظى است . بعد گفته است :
هامش
( 1 ) . فاضل بارع آقا ميرزا احمد اردكانى شيرازى ( قده ) در حواشى خود بر اين كتاب ر . ك : كتاب المشاعر ، چاپ سنگى ، حاشيهء ص 83 - 84 . ( 2 ) . فخر رازى و امثال او از فهم اين قبيل از مسائل مهم فلسفه محرومند و عمر خود را در مجادلات كلامى و مباحث بىفائده تلف كرده‌اند ، لذا كتب آنها مملو از مطالب متناقض است .وَ ما ظَلَمَهُمُ اللَّهُ وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ[ النحل ( 16 ) : 33 . ]چشم باز و گوش باز و اين عمى * حيرتم از چشم بندىِّ خدا( 3 ) . اين يكى از اشكال‌هاى فخر رازى است در باب نفى ماهيت از واجب تعالى و اينكه واجب تعالى عين وجود است ، جهت اطلاع از اشكال ياد شده رجوع شود به : المباحث المشرقية ، ج 1 ، صص 120 - 130 ؛ شرح عيون الحكمة ، ج 3 ، ص 117 به بعد ؛ المطالب العالية ، ج 1 ، ص 309 ؛ شرح الإشارات ، ج 1 ، صص 201 - 203 ؛ شرح الإشارات ، ج 3 ، صص 32 - 40 ؛ الأسفار ج 1 ، صص 108 - 113 ؛ المبدأ و المعاد لصدر المتألّهين - قدس سرّه - صص 16 - 19 ؛ شرح الهداية الأثيرية له ، صص 283 - 288 .