الفرس بالنوع لأجل ماهيته [ 1 ] لا لأجل وجوده [ 2 ] » انتهى كلامه . فالتخصيص في الوجود على الوجه الأوّل بحسب ذاته و هويته ، و أمّا على الوجه الثاني فباعتبار ما معه
شرح
بلا مجعولية الملزوم ، فينقطع السؤال عن سبب الامتياز » . « 1 »
اين بيانات خالى از مناقشات نمىباشد . در هيچ مرتبهاى از مراتب ، ماهيت امتيازى مستقل بدون اتّكاى به وجود ندارد . ماهيت در تعدد و تكثر و امتياز ، تابع وجود است ، بلكه مىتوان گفت با قطع نظر از تجلى وجود و تلون به نور وجود ماهيات اعدام و اباطيلند و با لحاظ وجود اگرچه تعدد و تكثر و امتياز در ماهيات متصور است ، ولى برگشتش به تعدد و تميز وجود است .
خلاصهء كلام آن كه چون حقيقت وجود ، واحد به وحدت اطلاقى است و تشخص ، ذاتى آن مىباشد و داراى تجليات متعددى است كه از تعدد تجليات ، مراتب طولى و عرضى وجود ظاهر شده است ، اصل حقيقت وجود ، متشخص و متميز بالذات است به اعتبار تعين اول .
مراتب طولى وجود غير از ماديات يعنى وجودات فوق اكوان ( عقول طوليه و عرضيه ) تخصص و تميزشان به شدت و ضعف و تقدم و تأخر و غنا و فقر است . مطلق وجود غير مادى ، اعم از عقول طولى و عرضى و موجودات برزخى ، مرتبهاى كه در آن واقع شده است ، مقوم ذات آن است و از آن مرتبه تجافى نمىنمايد و آن مرتبه از وجود زايل نمىگردد ، تميز در موجودات مادى به لوازم مشخصه از قبيل زمان و مكان و وضع و ماده و غير اينها از عوارض مىباشد ، هر موجودى كه در هر مرتبهاى از وجود واقع شده است ، آن مرتبه مقوم و منشأ تميز و تخصص آن وجود است . زوال آن مرتبه با عدم چنين وجودى ملازم است . ممكن نيست خصوصيات ناشى از ماده از وجود مادى زايل شود و اصل وجود باقى بماند ، اما ممكن است اصل وجود مادى بهواسطهء تحول و حركت جوهرى به وجود مجرد مبدل شود ، نظير عقول لاحق و موجودات برزخى در قوس صعود .
[ 1 ] الماهية . خ ل .
[ 2 ] المباحثات ، ص 41 ، الرقم 9 .
هامش
( 1 ) . ر . ك : كتاب المشاعر ، ص 57 ، چاپ سنگى .