و منهم الإمام الرازي و لا يبالي لغاية الاضطراب أن يستثني القواعد العقليّة ، و لا يلاحظ أنّ القاعدة إذا كانت مبنيّة على البرهان و دليلها كان تامّا
شرح
باشد و روى قاعدهء مشهور « ثبوت شيء لشيء أو اتصافه به أو عروضه له متفرّع على وجود المثبت له » ، در كيفيت ثبوت وجود از براى ماهيت اختلاف كردهاند و بديهى است از براى ماهيت قبل از وجود ، وجودى نمىباشد . فخر رازى به حسب عادت منكر كليت قاعدهء عقلى شده است ، « 1 » در حالتى كه قاعدهء عقلى قبول تخصيص نمىنمايد ؛ صريحا گفته است : وجود از اين قاعدهء كلى مستثنى شده است .
برخى گمان نمودهاند اتصاف ماهيت به وجود خارجى در ذهن است ، چون عروض وجود به ماهيت عروض تحليلى است و عروض خارجى نمىباشد . « 2 »
بنا به زعم اين قائل ، قضيهء « زيد موجود » قضيهء ذهنى است ، لذا اتصاف ماهيت به وجود به اعتبار عروض ذهنى وجود به ماهيت است . اين خود واضح است كه « زيد موجود » بلكه هر قضيهاى كه مفاد آن ثبوت شىء و مدلول هليت بسيطه است ، قضيهء ذهنى نيست ، چون قضيهء ذهنى ، قضيهاى را گويند كه وجود ذهنى در عروض محمول به موضوع و اتصاف مدخليت دارد ، مثل قضيهء « الحيوان جنس » يا « الإنسان نوع » ، قضاياى ذهنى قضايايى هستند كه ظرف عروض و اتصاف هر دو در ذهن است .
بعضى ديگر گمان كردهاند « 3 » ثبوت وجود خارجى براى ماهيت فرع بر وجود ماهيت در ظرف ذهن است نه در خارج ، در مثل « زيد موجود » اگر چه قضيه ، خارجى است ، ولى اتصاف ماهيت به وجود فرع بر وجود مثبت له ( ماهيت ) در ذهن است تا اين كه قضيه ، قضيهء ذهنى نشود و استثناى در قاعدهء عقلى لازم نيايد .
لازمهء اين قول ، تسلسل و تحقق وجود ماهيت واحده مرات غير متناهى است .
هامش
( 1 ) . المباحث المشرقية ، ج 1 ، ص 164 . و ر . ك : الأسفار ، ج 1 ، ص 43 ، تعليقهء حكيم سبزوارى - قدس سره - ؛ شرح المنظومة ، قسم الفلسفة ، ص 115 .
( 2 ) . قايل به اين قول ، بنابر نقل حكيم سبزوارى - قدس سره - سيّد المدقّقين است . ر . ك : الأسفار ، ج 1 ، ص 144 تعليقهء حكيم سبزوارى - قدس سره - ؛ شرح المنظومة ، قسم الفلسفة ، ص 115 .
( 3 ) . مراد محقق لاهيجى - قدس سره - است . ر . ك : شوارق الالهام ، ص 125 .