تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسالة المشاعر ملا صدرا ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
جميعا ؛ ثم النسبة بما هي نسبة أيضا أمر عقلي كلّي و انضمام الكلّي إلى الكلّي
شرح
5 - جمعى فرموده‌اند تشخص هر شيئى به ارتباط آن شىء به وجود حقيقى كه مبدأ و منشأ جميع اشياست ، مىباشد . « 1 » 6 - مير صدر دشتكى علت تشخص را جزء عقلى و تحليلى مىداند « 2 » « و للناس فيما يعشقون مذاهب » . غير از فرمايش معلم ثانى - قدس اللّه سره - بقيهء اقوال از نصاب تحقيق و تدقيق دور است . اما آن كه گفته است تشخص هر شيئى به فاعل است ، اگر مرادش آن است كه فاعل به واسطهء افاضهء وجود ، هر ماهيتى را از ابهام و احتمال صدق بر متكثرات خارج مىنمايد ، كلامى تام و صحيح و مرضى مىباشد ، ولى كلام ما در مبدأ قريب تشخص است و فاعل به واسطهء افاضهء هستى نقيض نيستى ماهيت را مشخص مىنمايد . اما آن كه گفته است تشخص هر شيئى به نحو علم احساسى يا مشاهدهء حضورى است ، منظورش آن است كه فرق بين كليت و جزئيت به نحوى الادراك است نه به تفاوت در مدرك ، اگر نفس شىء را با حواس و آلات ادراك ، درك نمايد جزئى است . و اگر به نفس ذات بدون آلت ادراك درك نمايد ، مدرك مجرد از غواشى ظلمانى و كلى است ، مدرك در موطن ذات ، واحد است و تفاوت در دو نحو از ادراك است . بر خبير بصير ، فساد اين قول واضح و روشن است ، حقيقت خارجى هر شيئى از صدق بر كثيرين ابا دارد ، ولى وجود عقلى ، وجود ابهامى و محتمل و قابل صدق بر كثيرين است و به حسب ذات ، از ماده و لوازم ماده تجرد دارد . روى اين لحاظ ، نفس ، حقيقت ذاتش از براى نفس مدرك است . لذا فرموده‌اند : نفس ، كليات را بالذات و جزئيات را به آلات ادراك ، درك مىنمايد . بنابر مشرب صدر المتألهين ( ره ) ملاك كليت و جزئيت به امرى آخر است « 3 » كه در رسالهء وجود ذهنى به طور تفصيل آن را بيان نموده‌ايم .
هامش
( 1 ) . صدر المتألّهين - قدّس سرّه - اين قول را مختار بعضى مىداند . ر . ك : الأسفار ، ج 2 ، ص 12 ؛ شرح الهداية الأثيرية ، ص 224 . ( 2 ) . ر . ك : الأسفار ، ج 2 ، ص 12 ؛ شرح الهداية الأثيرية ، ص 224 . ( 3 ) . صدر المتألهين - قدّس سرّه - چون قايل به اصالت وجود است ملاك تشخّص و جزئيت را وجود مىداند . ر . ك : الأسفار ، ج 2 ، ص 10 ؛ شرح الهداية الأثيرية ، ص 223 .