تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسالة المشاعر ملا صدرا ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
و المعني و المفهوم قسيم للوجود ، لأنّ الشيء إمّا أن يمكن حصوله في الذهن
شرح
ملاحظات تفضيليهء عقليه به منزلهء علت مفيد جنس است . بنابراين اگر براى حقيقت وجود ، جنس و فصلى باشد آن يا حقيقت وجود است يا ماهيتى معروض وجود ، بنابر اول ، لازم مىآيد كه فصل ، مفيد معناى ذات جنس باشد و فصل مقسّم جنس ، مقوّم جنس شود و اين خلف است . بنابر ثانى ، حقيقت وجود يا فصل است يا چيز ديگر ، بنابر هر دو تقدير خرق فرض لازم مىآيد به علت آن كه طبايع محموله ، به حسب خارج متّحد و به حسب معنى و مفهوم مختلفند و در اين جا امر ، اين نحو نمىباشد . بيان مطلب آن است كه جنس و فصل نسبت به يكديگر عارض و معروضند ، جنس از براى فصل ، عرض عام و فصل نسبت به جنس ، عرض خاص است و معناى عروض در اين جا عروض به حسب شيئيت مفهومى است كه لحوق أحد المفهومين بر ديگرى باشد نه عروض خارجى كه مستلزم وجود خارجى معروض باشد . مثلا مفهوم حيوان جنسى به حسب نفس مفهوم ، تام و تمام و متضمن جميع اجزا و مقوّمات نفس ذات خود مىباشد . و مفهوم ناطق از حقيقت حيوان خارج است و لاحق ، فصل بر جنس به اعتبار ابهام و تردد جنس بين امور كثير عارض مىشود و به صرف لحوق ، معناى جنس را تحصّل مىدهد . به عبارت ديگر معناى حيوان جنسى عبارت است از جسم نامى حساس متحرك بالاراده و تماميت هويت مفهومى حيوان به همين اجزا مىباشد ، طبيعت جنسى امر مبهم و محتمل بين امورات كثيره است و اين ابهام ، به حسب وجود خارجى مىباشد و فصل جنس را از ابهام خارج نموده و جنس حاصل عروض فصل . همين طور مفهوم حيوان از حقيقت ناطق خارج است و به حسب مفهوم ، داخل در هويت ناطق نيست و بعد از لحوق و عروض اين دو مفهوم بر يكديگر ، از براى تحصّل انسان كه نوع باشد دو جزء جوهرى مىشوند و چون هريك از جنس و فصل از حقيقت يكديگر خارج و بر يكديگر عارضند ، محققين ، منشأ حمل فصل بر جنس را اتحاد وجودى و تحصّل خارجى دانسته و گفته‌اند : حمل فصل بر جنس حمل شايع صناعى است با آن كه ناطق و حيوان از اجزاى حديهء انسانند . سرّ آن كه جنس در مقام تحصّل خارجى احتياج به فصل دارد نه به حسب تقرّر ماهوى ، آن است كه ماهيات دو اعتبار دارند : يكى مقام تقرّر ماهوى و ديگر : مقام تقرر خارجى و چون وجود و تحصّل خارجى امرى زايد بر حقايق ماهوى و داخل در حقيقت آنها نيست ، بايد