پروردگار منّان است . و بندهى عاجز ذليل را كه به اسرار قضا و قدر جاهل و از موارد حكمتها و مصالح غافل است چه كار به اعتراض بر افعال خداوند حكيم خبير . از بعض اخبار قدسيّه نقل شده كه : « واى ، پس واى از براى كسى كه گويد اين امر چرا شد و فلان امر چگونه شد » . « 2 » و در خبر قدسى ديگر رسيده است كه : « منم خدايى كه به جز من خدايى نيست . پس هر كه صبر نكند بر بلاى من و راضى نشود به قضاى من و شكر نكند از براى نعماى من ، پس خدايى بجويد سواى من » . « 3 » و روايت شده كه : « حضرت موسى بن عمران عليه السلام عرض كرد : پروردگارا ! چه كس در نزد تو محبوبتر است ؟ فرمود : كسى كه هر گاه من محبوب او را از او بگيرم سر تسليم نهد . پس عرض كرد كه : سخط تو بر كدام كس است ؟ فرمود : كسى كه طلب خير كند از من در امرش ، و چون حكمى كنم از براى او به حكم من راضى نباشد . « 4 » » بيت :
[ رضا ] و ضدّ سخط ، رضا است كه مراد ترك اعتراض بر مقدّرات الهيّه است در باطن و ظاهر ، قولًا و فعلًا . و صاحب اين مرتبه پيوسته در بهجت و لذّت و سرور و راحت است ؛ چه ، تفاوتى نمىباشد نزد او ميان فقر و غنا ، راحت و عَنا « 1 » و عزّت و ذلّت ، و مرض و صحّت ، و موت و حيات . و هيچ يك از آنها در نظر او بر ديگرى ترجيح ندارد ؛ زيرا كه همه را از خدا مىداند و به واسطهى محبّت حق كه بر دل او رسوخ كرده بر همهى افعال او عاشق است و آن چه از او مىرسد بر طبع او موافق است . و مىگويد :