تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامات العلية في موجبات السعادة الأبدية ( خلاصه معراج السعادة وحلية المتقين ) ( فارسي ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
را بپوشانى . و از ناودان گذاشتن او به خانه‌ى تو مضايقه نكنى و از خاكروبه ريختن بر در خانه‌ى تو منع ننمايى . و چشم خود را از اهل و عيال او نگاه دارى و با اولاد او مهربانى كنى و آن چه صلاح دين و دنياى او باشد او را ارشاد نمايى . و اگر طعامى لذيذ مهيّا كردى براى آن‌ها بفرستى ؛ و اگر نه ، پنهان كنى كه اطفال او مطّلع نشوند ؛ و امثال اين‌ها كه بى حدّ است . و بايد در شناختن همسايه رجوع به عرف شود . و در بعضى اخبار تا چهل خانه از چهار طرف ، همسايه ناميده شده . [

9 - عيب جويى مردم كردن

] صفت نهم ، عيب جويى مردم كردن است . و اين از علامت خباثت نفس و دنائت طبع و عيب‌ناك بودن آن است ؛ چه ، هر عيب دارى طالب اظهار عيوب مردم است ؛ كه : « هر كه بى هنر افتد نظر به عيب كند » . و در حديث نبوى صلى الله عليه و آله است كه : « هر كه ظاهر كند عمل ناشايست كسى را ، مثل آن است كه خود به جا آورده باشد . و هر كه سرزنش كند مؤمنى را به چيزى ، نميرد تا خود به آن مبتلا گردد » . « 3 » و از حضرت باقر عليه السلام مروى است : « همين قدر كافى است در عيب آدمى كه از خود كور باشد و به مردم بينا . يا سرزنش كند ديگرى را به چيزى كه خود نمىتواند ترك آن را كرد » . « 1 » و در خبر ديگر مروى است : « نزديك‌ترين حالات بنده به كفر آن است كه با مردى در دين برادر باشد و بدىها و لغزش‌هاى او را بشمارد و نگاه دارد كه روزى او را به آن‌ها سرزنش نمايد » . « 2 » و احمق كسى كه خود به هزار عيب ، آلوده و سراپاى او را معصيت فروگرفته و خود از آن چشم مىپوشد و زبان به عيوب ديگران مىگشايد ! و اگر هيچ عيبى از براى او نباشد ، جز صفت عيب جويى ، همين بالاترين معايب است و از خباثت باطن او مردم

هامش
( 3 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 356 .
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 69 ، ص 393 .
( 2 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 355 .