حسد از تو قطع مىشود . و اين معالجهى كلّيهى حسد است . و از براى هر نوعى از آن نيز علاج مخصوصى است كه آن قطع سبب آن است از حبّ رياست و كبر و حرص و خباثت نفس و امثال اينها . [ نصيحت و خيرخواهى ] و ضدّ حسد ، نصيحت است كه خيرخواهى ديگران باشد ، و آن از مَعالى صفات است و هر كه طالب خير و خوبى از براى مسلمانان بوده باشد در هر خيرى كه به ايشان رسد شريك است . و حضرت صادق عليه السلام فرمودند كه : « بر مؤمن واجب است خيرخواهى برادر مؤمن خود در حضور و غيبت او » . « 1 » و غايت نصيحت و خيرخواهى آن است كه آن چه از براى خود دوست داشته باشى از براى برادران دينى خود همان را دوست بدارى . [
2 - اهانت و حقير نمودن بندگان خدا
] صفت دوم ، اهانت و حقير نمودن بندگان خدا است . و شكّى نيست در حرمت اين صفت و آن كه آن موجب هلاك صاحبش است . از رسول خدا صلى الله عليه و آله مروى است كه : « حق تعالى فرموده : هر كه اهانت كند به يكى از دوستان من ، پس كمر محاربه را با من بسته است » . « 2 » و به اين مضمون اخبار بسيار است و هر كه نسبت ميان خدا و بندهى او را فى الجمله ادراك كند ، مىداند كه اهانت بنده اهانت مولاى اوست و تحقير مخلوق ، تحقير خالق است و همين قدر در مذمّت اين عمل كافى است . [ تعظيم و احترام بندگان خدا ] و ضدّ اين صفت ، تعظيم و احترام بندگان خدا است . و در حديث قدسى است كه :