تنبيه ( 41 ) ظلم اقتصادى و معيشتى و ويرانى :
آنچه مايهء ويرانى جامعه ها و نابودى مردم آنها و ارزشهاى آنها مىشود ، ظلم است * ( وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَمَّا ظَلَمُوا ) * . . . « 1 » ما ( مردمان ) قرنهايى پيش از شما را هلاك كرديم ، چون ظلم كردند . . . ) . و ما پيش از اين گفتيم كه ظلم اقتصادى از مهمترين انواع ظلم است . و ظلم براى فزونخواهى و متكاثران به صورت امرى طبيعى در مىآيد ، كه سود را قطب زندگى قرار مىدهند و به احتكار كردن اموال و اجناس و ايجاد تورّم . . . در هر زمان و به هر اندازه كه بخواهند مىپردازند ؛ و به مقامات نزديك و با آنان رفيق مىشوند بخصوص اگر سابقهء دوستيى نيز در ميان باشد . و وجوهاتى براى جهاتى پرداخته باشند .
بدين گونه بر بازارها مسلَّط مىشوند و بر توده ها و سرنوشت آنها استيلا پيدا مىكنند . و افسوس كه هيچ باز دارنده اى وجود ندارد كه آنان را از ظلم و عدوان و تجاوز - چنان كه مشهود و تجربه شده است - باز دارد . و آيا گمان آن مىكنيد كه متكاثران از اين كار زشت خود احساس شرمندگى كنند ، يا اصلا به مستضعفين و ارزش آنها معترف هستند ؟
پس بر كسانى كه قصدشان ساختن جامعه اى است كه اسم اسلام بر آن صدق كند ، لازم است كه از نابود كردن ستمگريهاى اقتصادى و برانداختن آنها چشمپوشى نكنند ، و خود و نزديكانشان و ديگر مسئولان در هر لباس ، سرمايه دار و سرمايه دوست نباشند ، و سختگيرى در بارهء صحّت انواع داد و ستدها را از ياد نبرند ، و مراقبت و نظارت - همراه با حزم و قاطعيّت - را بر بازارها فرو مگذارند ، كه اگر جز اين باشد تغييراتى كه از انقلاب پيدا شده است بر باد مىرود . و بر مبارزان با ظلم و ستم واجب است كه فريب حيله هاى متكاثران را نخورند ، و نيز از اضطراب مرتجعان و نصايح آنان چيزى به خود راه ندهند كه آنان از شعور تجربى برخوردار نيستند ، و مايهء زيان دينند در ارتباط با زمان و فرهنگ .
هامش
« 1 » . « سورهء يونس » ( 10 ) : 13 .