تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 736

مساهمون:

ص٧٣٦
از مهمترين هدفهايى كه هر انقلاب تغييرى ( دگرگون ساز ) ، در صدد تحقّق بخشيدن به آن بوده است ، از ميان برداشتن سيادت و سرورى ثروتمندان و ديكتاتورى مال و قدرت اقتصادى از اجتماع و سرنوشت آن است ، « 1 » چه اجتماع با وجود سيادت ياد شده ، جز برده اى زرخريد براى ثروتمندان نخواهد بود ، كه در هيچ امرى از امور - حتّى قانونگذارى - آزادى ندارد ، تا چه رسد به مراحل اجرا . . . و به يقين چنين جامعه اى يك اجتماع انقلابى نخواهد بود . بنا بر اين سيادت مال چيزى سواى سيادت ارزشهاست . و اين امر واضح است . و انقلاب براى آن صورت مىگيرد تا سيادت و فرمانروايى با ارزشها باشد ، نه با مال و ثروت ، و رابطه و قرابت . . . و چون ملاك كار در جامعه ها و نهضتهاى دگرگونساز به صورت كلى چنين باشد ، پس در اسلام و جامعه هاى اسلامى و انقلابهاى تغييرى اسلامى كه آتش آنها بر پايهء اسلام - يعنى دين تغييرى و نهضت آفرين - افروخته مىشود ، چگونه بايد باشد ؟

تنبيه ( 40 ) اتراف و ويرانى :

كتاب آسمانى ، اتراف « 2 » را عمده ترين سبب ويرانى جامعه ها و هلاك مردم آنها و برافتادن اقوام دانسته است . پس واجب آن است كه مالكيّت محدود شود تا كار به تكاثر نينجامد ، و از آن اتراف و اسراف نتيجه نشود . « 3 » و چون ممكن نيست كه اسلام خود به نقض كردن خود بپردازد ،
هامش
« 1 » . چنان كه مىنگريم كه امير المؤمنين « ع » - بعنوان يك حاكم قرآنى - از آغاز خلافت خويش قاطعانه به آن مىپردازد . « 2 » . تعريف « اتراف » ( جلد سوم / 23 ) . « 3 » . و اسراف نيز - بتنهايى - از مهمترين عوامل گسترش فساد است در جامعه ، فسادى اصلاح ناپذير ( « سورهء شعرا » ( 26 ) : 151 ) ، نيز فصل 26 ، از باب 11 : « محدوديّت مصرف در تشريع اسلامى » ( جلد چهارم / 267 - 303 ) ، و فصل 27 ، از همان باب : « مبارزه اى نابودگر با اسراف و تبذير » ( جلد چهارم / 304 - 345 ) .