و معيشتى و بيم دادن مردم از آن ، و نزديك بودن آن به كفر و بيدينى ، و دعوت كردن از جامعه براى برانداختن فقر از عرصه هاى زندگى اجتماعى منافى نخواهد بود ، و اين دامنهء گسترده را محدود نخواهد كرد ؛ با وجود آنكه احاديث و اخبار ياد شده در فصلهاى مذكور نمونه هايى از اخبار وارد در اين موضوع است نه همه .
پس فقر مالى و نداشتن نيازمنديها و لوازم زندگى چيزى است كه به انسان و زندگى و دين و ترقّى و سعادت دنيوى و اخروى او آسيب مىرساند و اين همان چيزى است كه اسلام آن را طرد مىكند ، و مىكوشد تا جامعه اى تهى از فقر و ذلَّت و مسكنت و پديد آورندگان و مسبّبان آنها بسازد .
در بعضى از اخبار ستايش فقر آمده است . و ما از اين موضوع به صورتى كامل و كافى بحث كرديم ، و از كتاب « لآلئ الأخبار » بيست شرط را براى فقر برشمرديم كه فقر با اين بيست شرط به صورت فقرى قابل مدح و ستايش در مىآيد ، و اين جز در معدودى از افراد نمىتواند صورت تحقّق پيدا كند ، كه آن را روش زندگى خود قرار مىدهند ، يا بعضى از يكتاپرستان صبور . و اين بدان معنى نمىتواند باشد كه فقر رايج ( مرئى و نامرئى ) در ميان مردم كه سراسر زندگى بعضى از بخشهاى اجتماع را فرا گرفته است ( و فسادهاى بسيار مهم را پديد مىآورد ، و به سقوطهاى بزرگ منجر مىشود ) ، و حاصلى از سيرى ستمكاران و گناه ثروتمندان و توانگران است ، مورد ستايش واقع شود .
شايد بهتر باشد كه در اينجا از دو حديث ديگر ياد كنيم تا بهتر از فقر و فقيران ستودنى آگاه شويم :
( 1 ) - محدّث و عالم بزرگ ، شيخ صدوق ( م : 381 ق ) روايت كرده است كه از پيامبر اكرم « ص » پرسيدند : فقر چيست ؟ فرمود :
« خزانة من خزائن الله
( 1 ) گنجينه اى از گنجينه هاى خدا » . بار ديگر پرسيدند : اى پيامبر خدا ! فقر چيست ؟ فرمود :
« كرامة من الله
( 2 ) كرامتى است از جانب خدا » . بار سوّم پرسيدند : فقر چيست ؟ فرمود :
« شيء لا يعطيه الله إلَّا نبيّا
الحياة ( فارسي ) — صفحة 732
مساهمون: محمد رضا حكيمي
ص٧٣٢