- دعوت كردن مردم دور از دين به دين و پيوستن به صفهاى دينداران .
- و به صورتى اصولى ، رفع هر گونه اتّهامى از دين و احكام انسانى دين .
و شايد نظرى گذرا كه مردمان هوشيار خالى از هوى ، به صفحات اين كتاب بيندازند ، كافى باشد كه آنان را به هدفهاى ياد شده راهنمايى كند ، و به انتشار و پراكندن آنچه در اين كتاب از تعاليم بر جاى ماندهء « ثقلين » ( قرآن كريم و عترت پاك پيامبر « ص » ) آمده است مبادرت ورزند ( إنشاء الله تعالى ) ، كه انسانىترين و منطقىترين تعاليم است .
پس تأكيد بر اجراى عدالت و از بين بردن موانع آن و دفاع از محرومان ، چيزى جز پيروى از على « ع » و امامان پس از او ، در عمل كردن به كتاب خداى متعال و سنّت پيامبر اكرم « ص » ، و يارى رساندن به بندگان مستضعف و ناكام خدا ، و استمرار خط اعتقادى شيعهء امامى نيست كه به عدل و انتظار ايمان دارد : عدل حاكمى كه هم اكنون عدالت را اجرا كند ، و انتظار ظهور كسى كه زمين را پر از عدل و داد خواهد كرد .
و آيا ممكن است كه ميان مؤمنان منتظر و اصول و مبادى ايشان ، و امام منتظر و مبادى او ، شباهتى و نزديكيى ديده نشود ؟ و جامعه و قوانين و روابط حياتى مردم منتظر ، با آن جامعهء منتظر ، هيچ گونه قرابتى نداشته باشد ؟ آيا چنين چيزى ممكن است ؟ و اگر چنين باشد ، آيا منتظران در اين انتظار و چشم به راه داشتن ، ( به مبادى و اصول « موعود منتظر » ) پايبندند ؟ در غير اين صورت ، پس چه چيز را انتظار مىكشند ؟ آيا منتظر امرى هستند كه اگر آشكار شود به مبارزهء با آن - معاذ الله - بپردازند ؟
و چون مشاهده مىكنيم كه توجّهى به اجراى عدالت نمىشود و منتظران - با وجود قدرت - تلاشى براى اين اصل اساسى نمىكنند ، و - اغلب - در عمل و زندگى به جهت مخالف عدالت مىگرايند ، و قوانينى در جهت احياى عدالت وضع نمىشود تا به مورد اجرا در آيد ، آيا مىتوانيم بگوييم كه ما چشم به راه كسى هستيم كه زمين را پر از عدل و قسط مىكند ؟ آيا واجب نيست كه هر كس منتظر « مصلح » باشد خود نيز بايد « صالح » باشد ، تا بتواند با او همدل و هم جهت باشد ، و صادقانه مددى
الحياة ( فارسي ) — صفحة 711
مساهمون: محمد رضا حكيمي
ص٧١١