تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 708

مساهمون:

ص٧٠٨
مقام و با هر لباس - براى رسيدن به ثروتهاى كلان فرصت دهند ) ، روز خود و جامعه را سياه تر مىكنند ، و انقلاب را از اين بيش به مغاك مىافكنند . پس آنچه واجب است از بين بردن دو طاغوت است . و اين امرى بزرگ و اساسى و تغييرى و مهم به شمار مىرود ؛ چه تنها طاغوت سياسى جامعه را ويران نمىكند ، و اخلاق مردم را به بىبندوبارى نمىكشد ، و كرامت آنان را از ميان نمىبرد ، بلكه با آن طاغوت و با طاغوت اقتصادى چنين مىشود ؛ بلكه طاغوت اقتصادى در طاغوتيّت اصل است ، و اگر آن نباشد طاغوت سياسى - در برابر انقلاب - راهى براى مستولى شدن يا باقى ماندن و باز گشتن و نفوذ كردن و كارها را به دست گرفتن پيدا نمىكند . و با بر جاى ماندن اوّلى ، از بين بردن اين دوّمى فايده اى كافى ندارد « 1 » ، بدان جهت كه طاغوتان اقتصادى ، حزب يا طاغوت سياسى تازه اى با نامهاى ظاهر الصّلاح به وجود مىآورند ، اگر چه به شكلى ديگر و در پوششى ديگر و با نام ديگرى از نامهاى فريبنده ، و همراه با شعارى شايسته ، كه بيشتر به درد عملى شدن نقشهء استيلا و سرورى و بهره كشى خودشان بخورد ؛ بلكه طاغوتهاى اقتصادى خود به شكل طاغوتهاى سياسى نيز در مىآيند . « 2 »
هامش
« 1 » . فصل 47 ، از اين باب ( در همين جلد / 600 به بعد ) . « 2 » . بلكه - چنان كه باز هم ياد كرده‌ايم - بايد گفت : خود باقيماندن تكاثر و متكاثران و سلاطين « كيل و ميزان » پس از هر انقلابى ، به معناى « نفى انقلاب » است ، زيرا باعث تحميل مجدّد سياست اقتصاد تكاثرى و سرمايه دارى - كه بزرگترين عامل ضدّ هر انقلابى است - بر همهء قلمروهاى جامعه خواهد گشت ، و « ديكتاتورى » مرئى و نامرئى ثروت و مقام ، به حلقوم همهء اجتماع چنگ خواهد انداخت ؛ چنان كه در اين روزگار به تجربه در آمد و محسوس و ملموس گشت ؛ و مردم - با همهء سختيهايى كه ديدند ، و شهيدهايى كه دادند ، و ويرانيهايى را كه پذيرا شدند ، و ايثارهايى كه كردند - دچار ظالمانه ترين شكافهاى طبقاتى ، و تورّمهاى تحميلى ، و تفاوتهاى معيشتى گشتند ، و تورّم جهنّمى - به سود سرمايه داران مختلف اللَّباس - در حال سوزاندن همهء انسانيّت جامعه است و برخى تشكّلها كه از عوامل عمدهء اين فساد كبيرند ( و به تعبير « قرآن كريم » : « فساد اصلاح ناپذير » « سورهء شعرا » ( 26 ) : 152 ؛ و به تعبير احاديث : بوسيلهء « شرترين افراد امّت » جلد سوّم / 381 ) ، همين گونه ( نهانى و بىتابلو ) در حال فعّاليّتند از جمله فعّاليتهاى فسادگستر تبعيض و تفاوت و توده هاى مردم را ، براى بازگرداندن آب رفتهء انقلاب به جوى ، و پيراستن ساحت « انقلابى قرآنى » و سراسر خون و شهادت ، از اين همه سوء استفادهء رسواگر و جامعه ويران كن ، هيچ توانى نيست و شگفتا ! كه آثار انحراف جوانان ، و صداى خرد شدن استخوان مستضعفان را در زير بار زندگى و تفاوت و تورّم و چپاول مىبينند و مىشنوند و بيدار نمىشوند « * ( إِنَّا لِلَّه وَإِنَّا إِلَيْه راجِعُونَ » .