استضعاف آفرين همينسان مورد غفلت يا تغافل يا تساهل بر جاى ماند ، و نسبت به نابود سازى آن احساس تكليفى جدّى نشود ، ممكن نيست كه انسانهاى آگاه جامعه ، اميدى به اجراى عملى عدالت پيدا كنند ، و شالودهء حكومت دينى را استوار بينند .
در ضمن بايد بدانيم كه اين اقدام گسترده و انقلابى و بنيادين ، با هيچ گونه وعظ و اندرزى ، و اين و آن را پاييدن و تساهلورزيدن ، به سامان نمىرسد كه نمىرسد . مصلح معروف ، شيخ محمّد خيابانى ( شهادت : 1299 ش - 1338 ق ) مىگويد : « امرى كه نمىتوان به سهلانگارى گذراند و منصرف از آن شد ، عبارت از مدافعهء حقوق است . هر گاه ببينيد يك ملَّت ، يك قوم و يا يك شخصى از حقوق خود دفاع نمىكند ، بدانيد كه آن ملَّت ، قوم ، شخص ، مطَّلع بر حقوق خود نيست ، و آن چيزى را كه دفاع از آن نمىكند حقوق خود نمىداند . . .
« تغييراتى كه در وضع زندگانى يك جماعت به ظهور مىرسد ، ممكن نيست موافق آمال و تمنّيات عموم باشد ، مخصوصا در مملكتى كه امتيازات و تشخّصات ، هزاران سال رايج و حكمفرما بودهاند .
بنا بر اين در ميان هر جماعتى محافظه كاران پيدا مىشوند . و اين محافظه كاران ساعيند كه اوضاعى را كه بر ضدّ منافع آنان پيش آمده است بر هم زنند ، يا عقب برانند . . . يك هيئتى كه مىخواهد يك قوم را هدايت كند ، بايد اين نكته را خوب ملتفت شود و بداند كه پس از قيام « اكثريّت » ، براى تأمين آسايش و آزادى خود ، اقليّت ابدا راحت نخواهد نشست ، و متوسّل به پاره اى اقدامات مخالفتآميز خواهد شد .
اكثريّتى كه قيام كرده است فردا فرد واقف بر حقوق خود نيست ، ولى
الحياة ( فارسي ) — صفحة 634
مساهمون: محمد رضا حكيمي
ص٦٣٤