تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 636

مساهمون:

ص٦٣٦
فصلهاى گذشته - به اندازهء لازم - توضيح داده‌ايم و روشن كرده‌ايم . ( 2 ) - عدالت اقتصادى و معيشتى سبب نشر و ترويج فرهنگ عدالت و اخلاق فاضلهء آن در اجتماع است . به همان گونه كه ظلم ، سبب رواج اصول و مبادى ظلم و اخلاق پست آن مىشود . پس عدالت اقتصادى در تربيت و اخلاق و فرهنگ عمومى و خصوصى تأثير مىكند ، و همانسان كه از تربيت و اخلاق سرچشمه مىگيرد ، در آنها و در پختگى و نفوذ يافتن بيشتر آنها در نفوس مؤثّر واقع مىشود . به همين جهت است كه امام على « ع » مىفرمايد : « العدل رأس الإيمان و جماع الإحسان « 1 » . . . ( 1 ) عدل سر ايمان و جامع همه گونه احسان است . . . » . بنا بر اين ، دست يافتن به اصلاح اخلاقى و اجتماعى ، با برقرار بودن ظلم اقتصادى و معيشتى در ميان مردم ، خيالى يا اغفالى بيش نيست . و بىعدالت و تحقّق يافتن آن ، هيچ انقلاب واقعى يا حركت تغييرى ( دگرگونساز ) نمىتواند صورت بپذيرد ، و هر انقلابى كه وجه تمايز عمدهء آن ، عدالت اجتماعى و اقتصادى و قضائى نباشد ، به اسلام محمّدى ارتباطى نمىتواند داشت ، شعار و ادّعا و خطبه و خطابه ، هر چه گو باش !

2 - عدالت ، آفاقى گسترده

: تعاليم اسلامى بر گستردگى اجراى عدالت و عموميّت آن تأكيد كرده است ، چنان كه در اين تعاليم آمده است : « العدل سائس عامّ « 2 » ( 2 ) عدالت تدبيرگرى عمومى است » ، نيز آمده است : « العدل أوسع من الأرض « 3 » ( 3 ) عدالت گسترده تر از زمين است » . و در اينجا دو امر است ، كه شايستهء نگرشى ژرف است : ( 1 ) - بيعدالتى و افراط و تفريط در برخوردارى از نعمتها و معيشتها ،
هامش
« 1 » . « غرر الحكم » / 39 . « 2 » . « نهج البلاغه » / 1290 ؛ « عبده » 3 / 258 . « 3 » . « بحار » 78 / 191 .