تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 557

مساهمون:

ص٥٥٧

نگاهى به سراسر فصل

اسلام ، اين است ، و اين است برنامه ، و اين است حكومت آن . و اينانند راهنمايان و معلَّمان آن . و آن همه كه آورده شد ، مقدارى از تعليمات آشكار اسلام و سنّتهاى درخشان آن بود براى اقامهء عدل و قسط ، و ادارهء اجتماع و مردم ، و برقرار نگاه داشتن نمودارهاى توازن و حق . و بر ماست كه آداب و رسوم اصلى اسلام ، و تعليمات سازندهء آن را از هر بد جلوه دهى ، يا تحريف ، يا بهره كشى ، يا دستمايه سازى ، يا ارتجاع بازى - به شديدترين صورت - مصون و محفوظ بداريم ، خواه اين كار ، مشتى دنيا پرست سر در آخور را خوش آيد يا خوش نيايد . بنا بر اين بر ما واجب است آشكارا بگوييم كه هر حكومت يا جامعه اى كه با همين سيرهء اسلامى ياد شده جريان پيدا نكند ، اسلامى نيست ، حتى اگر اين آشكار گويى به زيان ما تمام شود ؛ « 1 » زيرا به ما آموخته‌اند كه حق را بگوييم ، هر چند كه به زيان ما تمام شود . آرى ، ما بايد بدانيم و جامعه را بياگاهانيم كه دين حنيف خدا ، عزيزتر ، و بزرگتر ، و گرانبهاتر ، و جليلتر از آن است كه آن را قربانى خود و انواع مقاصد و شعارهاى خود كنيم . . . و چنان دوست داريم كه در اين نگاه مسائلى را مورد مطالعه قرار دهيم كه با توازن و عدالت اجتماعى ارتباط دارند . و از جمله چيزهايى كه پيش از هر كار بايد به توضيح دادن و روشن كردن آن بپردازيم ، مفهوم اسلامى « عدل » و « قسط » است ، و اينكه اينها چه مضمونى در زندگى فردى و اجتماعى دارند ، زيرا كه استوارسازى پايگاههاى عدالت و قسط و عملى كردن اصول آنها در چارچوب اسلامى ، جز با شناختن اين دو مفهوم از نظر قرآن و احاديث ميسّر نخواهد شد . و از آنرو چنين است كه نداشتن اين شناخت ، تاليهايى فاسد و بزرگ در پى دارد كه برخى از آنها اكنون ياد مىشود .
هامش
« 1 » . بند « كو » ( 26 ) ، از همين فصل ( ص 505 ) دوباره ملاحظه شود .