چهارم : جامعه ، بدون اجراى عدالت تطهير نمىشود
زمين - كه هنگامى كه خداى متعال آن را آفريد پاك و پاكيزه بود - با گونه هاى مختلف ستمى كه ستمگران مرتكب شدند و هنوز مرتكب مىشوند ، و همچنين متجاوزان مرتكب شدند و باز هم مرتكب خواهند شد ، يعنى فرعونهاى سياست و قارونهاى سيم و زر ( و تومان و دلار و ليره ) و عاملان فرهنگى آنان نجس شد ، و اين نجس شدن پيوسته ادامه دارد . و تا زمانى كه زمين ( محل سكونت انسان و قرارگاه و جاى زندگى او ، و نردبان تكامل و سعادت او ، و كشتزارى براى آخرت پاكيزهء او ) بر پليدى انسانهاى پليد باقى است ، و برخى از مردم آن به برخى ديگر ستم مىكنند ، و جبّاران آن بيچارگان را به شكلهاى گوناگون مىآلايند و در گنداب فقر و كمبود دارى مىپوشانند ، نخواهد توانست راهى به خير و فضيلت پيدا كند ، و مردمان مدّعى آن شوند كه به دينى راسخ يا عملى صالح دسترس پيدا كردهاند .
و اين بوضوح دانسته است كه جامعه و فضاهاى حياتى آن ، با حضور ستم و آثار ويرانگر آن براى ارزشها و فضايل و دين و احكام و انسان و انسانيّت و انصاف و حق ، پيوسته تنگ مىشود . و از آن جهت چنين است كه ستمگرى با اشكال گوناگون خود ، و بخصوص اقتصادى و معيشتى و قضائى و نظامى ، تفاوتهاى فاحشى از لحاظ معيشتها و امكانات در ميان مردم به وجود مىآورد ، و همين است كه توده ها را به غنى و فقير و - به تعبير احاديث - به آكل و مأكول اقتصادى ، و به تعبير حديثى ديگر ، به گرگ و گوسفند تقسيم مىكند .
و توانگرى تكاثرى و بيش از اندازه ، زندگى توده ها را از انواع بىبند و باريها و تبهكاريها مىآكند ، و همين است كه به سقوط انسانها و از بين رفتن كرامت اخلاقى و حيثيّت دينى و نقش انسانى مردم در اجتماع و زندگى مىانجامد .
با اين اوضاع و احوال ، چگونه ممكن است به زندگى دين و عمل به احكام دين ، به صورت واقعى ، در درون توده ها اميد قطعى داشت ، و