و امام - با اتّخاذ اين ايستار استوار در برابر اموال - اصلى اساسى را در شكل بخشيدن به « انقلابهاى تغييرى » و هدفهاى آنها بنيان گذاشت ، و آن « تغيير ماهيّت اوضاع » است ، نه تنها « تغيير هيئت اشخاص » . و از مهمترين اوضاعى كه توده ها در آن بسر مىبرند ، اوضاع معيشتى و اقتصادى و قضائى است . و به همين جهت پيامبران « ع » از آغاز كار بدان اهتمام ورزيدهاند و فرياد « * ( أَوْفُوا الْكَيْلَ وَالْمِيزانَ بِالْقِسْطِ ) * ) در دادهاند ، و به حركتى تغييرى دست يازيدهاند و فرا خواندهاند .
از آنچه گفته شد ، معلوم مىشود كه در انقلابها ، تبديل اشخاص و مسئولان - بتنهايى - به نتيجهء مطلوب نخواهد رسيد ، حتى اگر فاسدان را بردارند و صالحان را به جاى ايشان بنشانند ، مگر اينكه ذات زندگى دگرگون شود و ماهيّت روابط زيرورو گردد ؛ بقاى روابط و تغيير عوامل ، جز بدبختى براى جامعه ها و توده ها نتيجه اى ندارد . مگر نبايد تغييرى اساسى ، در همهء اوضاع و احوال حكمفرما بر كشور ، پيش از شعله ور شدن آتش انقلاب - كه در واقع سبب انقلاب بوده است - صورت بگيرد ؟
دوّم : در انقلاب تغييرى ( انقلاب واقعى ) ، مهلت نيست
101
الإمام علي « ع » : ما كان بالمدينة فلا أجل فيه ، و ما غاب فأجله وصول أمرك إليه . « 1 »
( 1 ) امام على « ع » - خطاب به خليفهء سوم : براى آنچه در مدينه است هيچ مهلتى لازم نيست ، و براى بيرون مدينه ، مهلت به اندازه اى است كه فرمان تو بدان جا برسد . ، اين سخن امام است در آن هنگام كه مردمان بر گرد او جمع شدند و به شكايت از خليفه پرداختند ، و از او خواستند كه از جانب ايشان با
هامش
« 1 » . « نهج البلاغه » / 527 ؛ « عبده » 2 / 86 .