ايستارى مهم ( 1 ) ابو ذر غفارى در نبردگاه دفاع از مستضعفان و ردّ قاطع انباشتن مال فراوان
، در اصول تاريخى چنين آمده است : « اموالى كه از عبد الرّحمان بن عوف زهرى باقى مانده بود نزد عثمان آوردند . چون كيسه هاى پول روى هم چيده شد ، به صورت حايلى درآمد ميان عثمان و مردى كه بر پا ايستاده بود . عثمان گفت : براى عبد الرّحمان اميد خير دارم ، چون او زكات مىداد ، و از مهمان پذيرايى مىكرد ، با وجود اين آنچه را كه مىبينيد از خود بر جاى گذاشته است . كعب الاحبار گفت :
راست گفتى ، اى امير مؤمنان ! در اين هنگام ابو ذر عصاى خود را بلند كرد و بر سر كعب كوفت - و هيچ توجّهى به بيمارى و دردى كه خود از آن رنج مىبرد نكرد - و گفت : اى پسر يهودى ! « 1 » به كسى كه مرده و اين همه مال از خود بر جاى گذاشته است ، مىگويى كه خدا خير دنيا و آخرت به او عنايت كرده است ، و اين كار را بر خدا حتمى مىدانى ، در صورتى كه من از رسول خدا « ص » شنيدم كه مىفرمود : « از اين خوشحال نيستم كه از دنيا بروم و به وزن قيراطى از خود بر جاى گذارم . . . ؟ » . « 2 » و در فصل سابق به اين مطلب اشاره كرديم كه امام على بن
هامش
« 1 » . در ميان يهود كسانى بودند كه وارد اسلام شدند و به مسلمانان نزديك گشتند و در اين راه وقت گذاشتند ، ليكن براى بدنام كردن اسلام ، و از ميان بردن تعاليم پرجاذبه و نجاتبخش اسلام ، و تحريف مفاهيم عدل و قسط قرآنى ، و نقض حدود دين خدا ، و وارد كردن مرموزانهء « اسرائيليّات » ( مطالبى واهى و بىاساس كه در نزد يهود رواج داشت ) ، در اسلام ، و متّهم ساختن اسلام به دين طبقاتى و سرمايه دارى . از اين رو بايد از اين نكتهء مهم ( سياسى - كارى فرهنگى يهود با اسلام ) هيچ غافل نبود ، چنان كه مىنگريم كه پيامبر اكرم « ص » يهود را
« اغشّ الخلق للمسلمين
خيانتكارترين خلق در حق مسلمانان » خوانده است - ( سفينة البحار 2 / 318 ) .
« 2 » « الغدير » 8 / 296 .