1 - تزكيهء نفس .
2 - تزكيهء مال .
آرى در ادا كردن زكات اين دو امر با يك ديگر پيوند مىخورند و هماهنگ مىشوند . پس همان گونه كه زكات به پاكيزه شدن مال مىانجامد
( زكَّوا أموالكم « 1 » . . .
( 1 ) مالهاى خويش را پاك كنيد ، زكات آنها را بپردازيد ) ، باعث تزكيهء نفس و جان نيز مىشود ( * ( خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِها ) * « 2 » . . . ( 2 ) از اموال آنان زكات بگير ، و آنان را بدين وسيله پاك و پاكيزه كن ) ، نيز آيات ديگر . . .
پس زكات براى آن وضع و تشريع شده است كه - بجز مال - نفس صاحب مال را نيز پاك و پاكيزه سازد و او را تا مقام ايثار و از خود گذشتگى بالا برد . بانوى بزرگوار اسلام ، حضرت صديقهء كبرى ، فاطمهء زهرا « س » ، در خطبهء مشهور خود ، به اين مطلب چنين اشاره فرموده است :
« . . . و الزّكاة تزكية للنّفس « 3 » . . .
( 3 ) خداوند زكات را مقرّر داشت ، براى پاكيزه كردن جانها ( تزكيه و تهذيب نفوس ) » .
در اينجا زندگى مادّى و زندگى روحى انسان با يك ديگر تلاقى و همخوانى مىكند ، بعضى از آنچه سبب حيات روحى اوست سبب حيات مادّى او مىشود ؛ و آنچه مايهء پاكيزگى و تصفيهء نفس او است ، سببى براى پاكيزه شدن مال وى و رسيدن آن به حد قوامى مىگردد ، چه مال بدست آمده به صورت شرعى ، با بيرون رفتن حقوق گوناگون - و از جمله زكات - از آن ، و با انفاقى كه مورد تأكيد است ، به حدّ الهى قوامى مىرسد . پس حفظ حدّ وسط در اموال ، با پرداختن حقوق مختلف از آن ، سبب آن مىشود كه مايهء قوام دو زندگى باشد : مادّى و روحى .
هامش
« 1 » . « كافى » 3 / 497 ، از احاديث نبوى .
« 2 » . « سورهء توبه » : 103 ؛ « احتجاج طبرسى » 1 / 134 .
« 3 » . « سورهء جمعه » ( 62 ) : 2 .