اسلام است زدودن فقر همسايهء كفر و سقوط اخلاقى از عرصه هاى زندگى آدمى است ، نه اينكه شخصى مقدارى از مال خود را بدهد و از مسئوليّت خلاص شود . پس هر كس اسلام را به صورت دوم فهميده باشد ، اسلام را نفهميده و به آن ستم روا داشته است . سخن در اين باره - ان شاء الله - در فصل بعد خواهد آمد .
مسألهء هشتم : اموال نامشروع و زكات
اسلام پرداختن حقوق مالى را براى اموالى واجب مىداند كه مشروع و از طريق كسب حلال و با مراعات مقياسهاى اسلامى به دست آمده باشد ، نه اموالى كه آنها را طرد مىكند و نامشروع مىداند ؛ خمس و زكات و ديگر حقوق و تكاليف مالى را اسلام بر مالهايى وضع كرده است كه در داخل چارچوب اقتصاد قوامى اسلامى قرار دارد ، نه آنچه از اقتصاد تكاثرى كافرانه و مطرود اسلام به دست آمده است . اسلامى كه تكاثر و انباشته شدن اموال تكاثرى را در نزديك فرد نامشروع مىداند ، چگونه آن مال را مىپذيرد و سهمى از آن را به نام حقّى اسلامى معيّن مىكند ، تا سبب حلال شمردن كلّ آن شود ؟ اسلام را با اموالى كه آنها را از اصل مشروع نمىداند - بلكه غصب شده مىشمارد - معامله اى ديگر است .
و از بسيارى از فصلهاى اين دو باب ( « باب يازدهم » و « باب دوازدهم » ) ، بويژه دو « فصل بيست و سوّم » و « بيست و چهارم » از « باب يازدهم » ( در بارهء محدود بودن مالكيّت در تشريع اسلامى ) « 1 » ، آشكار شد كه گرد آورى مال فراوان از چيزهايى است كه اسلام آن را نمىپذيرد .
مسألهء نهم : زكات تزكيهء جان و مال هر دو
در زكات و پرداختن آن دو امر با يك ديگر تلاقى پيدا مىكند ، كه هر يك از آنها در زندگى فردى و اجتماعى انسان حايز اهميّتى خاص است :
هامش
« 1 » . ( جلد چهارم / 153 - 211 ) .