تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
فروتنى فرا مىخواند ، به همان گونه هم آنان را به مبارزهء با فقر و رسيدگى به زندگى محرومان با بذل و انفاق و پرداختن حقوق مالى دعوت مىكند . و زكات همچون نردبانى است كه اسلام قرار داده است تا بوسيلهء آن جامعهء اسلامى به سطح عدالت و قسط و مساوات و ايثار بالا رود .

مسألهء چهارم : درستفهمى اسلام

پيش از اين توضيح داديم كه نظام اقتصادى و آيين مالى اسلام ، بر گرد برنامه اى متوازن و هماهنگ متمركز است . در نظامى اين چنين ، چون قوانينى اقتصادى و مالياتى وضع شود ، لازم است كه آن قوانين و مالياتها و حدود و آثار آنها در چارچوب خود نظام متوازن اسلامى فهميده و توضيح داده شود ، تا همه چيز با هم سازگار درآيد و برنامه هايى كه ريخته مىشود از انسجام كاملى - كه بر همهء اركان و احكام و اهداف دين حاكم است - برخوردار باشد ، و بدين گونه نتايج مطلوب به دست آيد . در اين پرتو ، مقايسهء اين مالياتها و نصابهاى مالى اسلامى - مثلا زكات - با نظامهاى اقتصادى غير اسلامى و بيان آنها در آن چارچوبها ، نمىتواند حقيقت و ابعاد و هدفهاى مقرّرات اسلامى را نشان دهد ؛ و ما به اين موضوع بسيار مهم و جهت بخش ، در جاهاى ديگر نيز اشاره كرده‌ايم .

مسألهء پنجم : احكام متوازن

بنا بر حقيقت ياد شده ، فهميدن همخوانى متوازن ميان اجزاء و احكام اسلام با يك ديگر ، نخست واجب هر كس است كه مىخواهد جزئى از اجزاء اسلام را فهم كند و معرفتى از معارف آن را دريابد ، و حكمى از احكام آن را - چنان كه شايسته است - مورد مطالعه قرار دهد . بنا بر اين ، ميان قبول مالكيّت و وجوب از بين بردن فقر و مسكنت و استضعاف با بخشيدن مالياتهاى مختلف نمىتواند جدايى وجود داشته باشد ، و در نتيجه ممكن نيست يكى از آنها معارض و نفىكنندهء ديگرى باشد . پس
الحياة ( فارسي ) — صفحة 368 | محمد رضا حكيمي / محمد حكيمي / علي حكيمي / احمد آرام