9 - بازداشتن مردمان از اينكه در اموال خود هر چه مىخواهند بكنند ، از تلف كردن و مصرف كردن اشرافى و اسرافى و اترافى و اتلافى و اجحافى .
10 - فرمان دادن به اعتدال در طلب مال ، و برانگيختن مردمان به كسب مقتصدانه و انسانى ، يعنى كسبى فراتر از كسب آدم كمكار ( اهمالكار ) و فروتر از كسب و تلاش اشخاص حريص .
11 - محدود ساختن ربح و كاستن از اندازهء آن .
12 - سبب هلاك شمردن ثروتخواهى اختصاصى و انحصارطلبى .
13 - سلب حلال بودن از مال وافر - چنان كه احاديث آن گذشت . « 1 » 14 - منحصر كردن مصرف به خوردن و آشاميدن و لباس پوشيدن و تهيهء اثاث زندگى و گزينش همسر و خانه و سوارى به اندازه و مقتصدانه .
15 - نهى قاطع از ستم كردن نسبت به مزدوران و كارگران و كشاورزان و رنجبران ، و تأكيد بر تمام دادن حقوق ايشان ، و دادن مهلت كافى براى عبادت و استراحت و سفر و سياحت به آنان .
16 - تقسيم كردن انواع مبادله ها و معاملات به حلال و حرام .
17 - تحريم مؤكَّد ربا .
18 - حرام شمردن احتكار كالاهاى مورد نياز مردم .
19 - جلوگيرى از رفتن به پيشباز خريداران به خارج شهرها براى روبرو شدن با كسانى كه با خود جنسهايى را براى فروش به شهر حمل مىكنند و از نرخ اجناس اطلاع درستى ندارند ( و از آنان ارزان خريدن و به مردم گران فروختن ) .
20 - جلوگيرى از مغبون كردن خريداران .
اين حدود و چارچوبها ، اگر بر چيزى دلالت كند ، بر طرد و حذف اقتصاد آزاد و آزادى اقتصادى دلالت مىكند .
هامش
« 1 » . فصل 3 ، از باب 11 ، بند « يا » ( جلد 3 / 229 - 230 ) .