حلال و حرام ندارد ) برقرار شود ، « 1 » هر چند خواستاران آن اين مطلب را نپذيرند .
اسلام مردمان را به امورى دعوت كرده ، و بر مبناى آنها - در جهت ساختن « انسان تر تراز قرآن » ( انسان قرآنى ) ، و « جامعهء تراز قرآن » ( جامعهء قرآنى ) - فرهنگ پرورشى و برنامهء آموزشى و مكتب اقتصادى خود را بنا نهاده است ، و آنها را اصولى كليدى براى تربيت فرد و ساخته شدن اجتماع قرار داده و بر شالودهء آنها دين را بنياد گذارده است . و اين امور - كه هم اكنون شمارى از آنها را نام خواهيم برد - به نوبهء خود همهء اشكال و رنگهاى آزادى اقتصادى را طرد مىكند :
1 - دعوت به قيام مردم به قسط .
2 - واجب كردن اجراى عدالت و نشر احسان .
3 - نهى كردن از خوردن اموال مردم به باطل .
4 - تأكيد بر رضايت دو طرفى در تجارت و خريد و فروش ( و آشكار است كه رضايت مشترى نيز شرط است ، چنان كه كلمهء « تراضى » ( رضايت دو طرفه ) بر آن دلالت دارد ) .
5 - نكوهش تكاثر مالى بعنوان « بازدارندهء » از خير و فضيلت ، و جلوگيرنده از اداى تكليفها و تعهّدهاى فردى و اجتماعى .
6 - فرمان دادن به تمام تمام دادن كالا چه با پيمانه ، چه با ترازو .
7 - نهى از كمتر دادن بهاى كالاهاى مردم .
8 - منع از بيهوده كارى ( عبث ) و تباهى كردن در زمين ( كه از مهمترين مصداقهاى آن مصداق اقتصادى آن است ) . « 2 »
هامش
« 1 » . با توجّه به اين امر كه « حرام » ، در « اقتصاد جديد » مصداقها و نمونه هايى بسيار دارد ؛ غير از آنچه در جهان قديم شناخته بوده است .
« 2 » . چنان كه « قرآن كريم » به اين امر توجّه داده است : « * ( وَلا تُطِيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ ، الَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِي الأَرْضِ وَلا يُصْلِحُونَ
، فرمان اسرافكنندگان را اطاعت نكنيد ، كسانى كه در زمين فساد مىكنند ، و هيچ گاه روى به صلاح نمىآورند ، » ( « سورهء شعرا » 26 - : 151 - 152 ) . در اينجا مىنگريم كه قرآن كريم فسادى را كه هيچ گاه رو به صلاح نمىگذارد ( و تسليم مصالح عاليهء انسانى ) نمىشود ، به مسرفان نسبت داده است . و مسرفان - اغلب - توانگرانند كه اموال و ثروتهاى آزاد دارند ، و در جامعه - براى رسيدن به سودهاى جهنمى خويش - تورّم بوجود مىآورند ، و مردم را چپاول مىكنند .