و چون سركه را در ياقوت كبود مالند ( در او ) اندكى سرخى عارضى پيدا آيد .
و كندى گويد : كه يك پاره ياقوت اكهب ديدم ، به وزن چهل مثقال ، بيش از اين نديدهام .
و ياقوت سفيد برنگ بلّور باشد . و فرق او و بلّور به وزن توان كرد « 1 » و بسوهان . و شبه الماس مىسازند از ياقوت سفيد ، چنان كه بر اكثر جوهريان مشتبه شود .
و از خواص ياقوت سفيد آنست كه چون در دهان « 2 » گيرند ، حالى دهان را سرد كند ، و تشنگى بنشاند . و اگر از ياقوت سفيد پارهء بزرگ باشد ، گرد او قطرات مىنشيند . و علّت ( اين ) آنست كه هوائى كه ملاصق آن انا باشد ، بسبب علّت برودت آب شود . و اگر آن آب را ( بگيرند ، و ) به كسى دهند كه او را تب محرق « 3 » باشد در حال شفا يابد .
فصل در معرفت ياقوت غريب و اشباه آن
آنچه بياقوت مشتبه شود و بدان « 4 » ماند ، كوسرم 7 به او ماند ، و بيجاده . و لعل نيز به او « 5 » ماند ، لكن كوسرم به آتش تباه شود « 6 » .
و لعل بسوهان سوده گردد . اما بيجاده به آتش « و بسوهان « 7 » » ، بسيار بود كه بياقوت ماند . اما به وزن سبكتر باشد . و بسيار بود كه غلط كنند .
هامش
( 1 ) - ع : باشد
( 2 ) - م ، ج ، ن : دهن
( 3 ) - ع : تب دق
( 4 ) - م ، ن : و به دو
( 5 ) - ن ، ج : با او
( 6 ) - ع : نشود
( 7 ) - در م : نيست .