فصل در معرفت سقنقور « و خواص او « 1 » »
سقنقور « 2 » جانوريست مانند سوسمار . ( و ) بهترين آن باشد كه در فصل بهار گيرند .
( و ) سقنقور اصلى كمتر بدست « 3 » افتد « 4 » ( و نادر حاصل باشد ) .
و ( از او ) بهترين اندام « 5 » ناف و شكم و گرده باشد . و تازه بهتر از نمكسود باشد « 6 » . و از جهت ضرورت نمكسود به كار دارند ، كه تازه به كار نتوان داشت .
خاصيّت سقنقور
« خاصيّت او « 7 » » آنست كه « چون بخورند « 7 » » قوّت باه ضعيف « 8 » چنان غلبه كند كه ساكن نشود مگر بچيزهائى « 9 » كه تسكين باه كند ، مانند كوك ، و شورباى عدس ، و امثال آن بخورند .
و از داروهاء ترياق است . ( و ) آنها را كه رنج « 10 » سردى باشد كه تعلّق باعصاب دارد ، بغايت نافع باشد .
هامش
( 1 ) - تنها در - ع - است
( 2 ) - ج ، ن ، م : و او
( 3 ) - م ، ج ، ن : كم بدست
( 4 ) - ع : آيد
( 5 ) - ع : اندام او
( 6 ) - ( باشد ) در ج ، ن ، نيست
( 7 ) - تنها در - ع - است
( 8 ) - كلمهء ( ضعيف ) در م نيست
( 9 ) - ع : مگر چيزهاء
( 10 ) - ع :
ترياك است آنها را كه رنج - ج . ن : ترياق و آن را كه رنج - م : ترياق است و آن را كه رنجهاى .