و اگر بر جگر تازه نهند ( و ) سوراخ كند ، نروك باشد .
و چون آزمايش كرده باشند « كه نروك اصليست « 1 » » هرزن « يا هر مرد كه بخورد « 2 » » هرگز او را بچه نبود .
و اگر او را اين خاصّيّت نباشد « 3 » ، نروك نبود « 4 » . و خوردن او به قدر دو جو بود .
و چنين گويند پلنگ را زادن دشوار باشد ، بالهام الهى آن بيخ را بركشد « 5 » و بخورد ، تا او را بچه نبود .
و چون بخورده باشد ، در ميان سرگين درست برون آيد .
و وقت باشد كه رنگ او سبز شده باشد ، و نرمتر از آن شده كه در اصل بود « 6 » . و آنچه پلنگ نخورده « 7 » باشد ، خاصّيّت او بيشتر و قوىتر بود .
و اگر اندك از آن بر ريشى « 8 » كهنه نهند ، مثل ناسور « 9 » بهتر گردد .
( و بايد كه باوّل عظيم كم نهد ، و هر روز قدرى مىافزايند ، تا تمام بهتر شود « 10 » . )
و كسى كه اين دارو طلب كند بايد كه بيشتر در سرگين
هامش
( 1 ) - در - م - نيست
( 2 ) - م : يا مرد اگر بخورد
( 3 ) - م : نبود
( 4 ) - م :
نباشد
( 5 ) - م : بركند
( 6 ) - م : بوده
( 7 ) - ج ، ن : بخورده
( 8 ) - م : بر ريش
( 9 ) - م ، ن : ناصور
( 10 ) - اين سطر در نسخهء م نيست .